+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 18 , از مجموع 18

موضوع: عدالت اجتماعى در حکومت علوى

  1. #17
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: عدالت اجتماعى در حکومت علوى

    د: ضعف نفس
    ازدیگر موانع اجراى عدالت و یا به تعبیر دیگر از مهمترین عوامل که شمشیرعدالت را کند نموده و آهنگ عدالتخواهى را سست مى نماید، ضعف نفس و سستىاراده، خودباختگى و دون همتى است. اگر اعضاى هیئت حاکمه و دیگر تصمیمگیران و مشاوران و مجریان فرامین و مقررات حکومتى، و ـ با تأثیرپذیرى ازآنان ـ مردمى که باید حامى عدل و عدالت باشند و به پشتیبانى از حق و عدلبرخیزند، سستى کنند و در مقابله با ستمگران که تلاش مى کنند نظام متعادلجامعه را به هم زنند و منافع خود را تأمین نمایند، با قاطعیت و اتکاى بهنفس و اراده قوى برخورد نکنند، اهداف عدالتخواهانه زمینه ظهور و بروزنخواهد یافت. حضرت امیر در فرازى پیامد بى رغبتى به جهاد با دشمن ستمگر راچنین ترسیم مى فرماید: «فمن ترکه رغبة عنه البسه الله ثوب الذل ... و ادیلالحق منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النصف؛[59] هر کس مبارزه با ستمرا وا گذارد و از آن روى بر تابد خداوند جامه خوارى بر او بپوشاند ... وحق از او روى گردان شود و به خوارى محکوم و از انصاف محروم گردد.»
    و درفرازى دیگر مى فرماید: «لا یمنع الضیم الذلیل و لا یدرک الحق الابالجدّ؛[60] آن که تن به ذلت داده است، دفع ستم نتواند و حق، جز با کوشش وتلاش به دست نیاید.» و در فرازى دردآلود مى گوید:
    «و کانّى انظر الیکم تکشون کشیش الضباب لاتأخذون حقاً و لا تمنعون ضیماً. قد خلّیتم و الطریق فالنجاة للمقتحم و الهلکة للمتلوّم؛[61]
    گویىشما را مى نگرم همانند سوسماران مى خزید ـ و از صحنه مبارزه مى گریزید ـنه حقى را مى گیرید و نه بر ستم راه مى بندید ...» و با ناامیدى و حسرتىسوزناک مى گوید: «اظأرکم على الحق و انتم تنفرون عنه نفور المعزى من وعوعةالاسد هیهات ان اطلع بکم سرار العدل او اقیم اعوجاج الحق؛[62] همچون دایهاى مهربان گام به گام شما را به سوى حق فرا مى خوانم و شما چون بزغالگانکه از بانگ شیر مى رمند، مى گریزید. هیهات که بتوانم با یارى شما شب تاریکستم را به صبح عدالت رسانم و کژى را که در مسیر حق افتاده است راستنمایم.» در پایان این بخش تأکید بر این نکته لازم است که در سیرهعدالتخواهانه حضرت امیر هر نوع پافشارى بر رعایت حقوق و تعدیل امور زندگىبه نحوى در تحقق عدالت مؤثر بوده، و نیز هر گونه حق گریزى و بى تفاوتى دربرابر حقوق دیگران مانعى براى اجراى عدالت است. آن حضرت در زمینه رعایتحقوق متقابل بین مردم و سازمان حکومت و مدیریت جامعه مى فرماید: «فاذاادّت الرعیة الى الوالى حقه و ادّى الوالى الیها حقها عز الحق بینهم وقامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل ... و اذا غلبت الرعیة والیها اواجحف الوالى برعیته اختلف هنالک الکلمة و ظهرت معالم الجور و کثر الادغالفى الدین؛[63] پس چون رعیت حق والى را ادا کند و والى نیز حق رعیت را پاسدارد، حق در جامعه عزت یابد و راههاى دین پایدار و نشانه هاى عدالت پابرجاشود ... و اگر رعیت بر والى چیره شود و یا والى بر رعیت اجحاف نمایداختلاف کلمه و تفرقه پدید آید و نشانه هاى ستم آشکار و تبهکارى در دینبسیار گردد.»

  2. #18
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: عدالت اجتماعى در حکومت علوى

    پى نوشت ها:
    1 ـ مجموعه آثار شهید مطهرى، ج1، ص61.
    [JUSTIFY]2 ـ نحل، آیه 90.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]3 ـ نهج البلاغه، حکمت 231.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]4 ـ تصنیف غرر الحکم، ش1695.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]5 ـ شرح غررالحکم، ج2، ص502.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]6 ـ نهج البلاغه، حکمت 374.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]7 ـ نهج البلاغه، خطبه 177.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]8 ـ همان، خطبه 216.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]9 ـ شرح غررالحکم، ج2، ص401.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]10 ـ نهج البلاغه، حکمت 437.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]11 ـ شرح غرر الحکم، ج2، ص508.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]12 ـ شرح غررالحکم، ج1، ص57.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]13 ـ شرح ابن ابى الحدید، ج20، ص276، ح186.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]14 ـ نهج البلاغه، حکمت 479.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]15 ـ الافصاح فى فقه اللغه، ج1، ص242 ـ باب سوم ـ .[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]16ـ فروق اللغه، ابى هلال عسکرى، باب 12، ص136. ضمناً در همین کتاب به هنگامفرق بین حق و حقیقت مى گوید: و الحق ما وضع موضعه من الحکمة ... و در بیانصدق و حق مى گوید: لانه ـ حق ـ وقوع الشى ء فى موقعه الذى هو اولى به ...باب دوم، ص21 و 34، مکتبة بصیرتى، قم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]17 ـ همان، باب 18، ص194.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]18 ـ همان، ص191.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]19 ـ لسان العرب، ذیل ماده حیف و عسف.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]20 ـ نهج البلاغه، نامه 53، فراز 35.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]21 ـ سوره الرحمن، آیه 7. تفسیر صافى، ج5، ص107.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]22 ـ المیزان، ج12، ص331.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]23 ـ نهج البلاغه، نامه 51.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]24 ـ العدل حیاة، العدل حیاة الاحکام، تصنیف غررالحکم، ش1699 و 1702. العدل فوز و کرامة، شرح غررالحکم، ج1، ص179.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]25ـ جمال السیاسة العدل فى الامرة، ثبات الدول باقامة سنن العدل، شرحغررالحکم، ج3، ص375 و 353. العدل قوام الرعیة و جمال الولاة ـ کمال الولاةـ ، همان، ج2، ص9.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]26 ـ العدل مألوف، الرعیة لا یصلحها الّا العدل. شرح غررالحکم، ج1، ص11 و 356. العدل رأس الایمان و جماع الاحسان، همان، ج2، ص30.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]27 ـ العدل اقوى اساس، همان، ج1، ص216. نهج البلاغه، خطبه 15.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]28 ـ نهج البلاغه، خطبه 3.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]29 ـ همان، نامه 53، فراز 58 و 20.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]30 ـ همان، خطبه 198، فراز 27.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]31 ـ همان، خطبه 94، فراز 7 و خطبه 138 ـ فیریکم کیف عدل السیرة و یحیى میت الکتاب و السنة ـ .[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]32 ـ به کتاب: تدین، حکومت و توسعه، نوشته: محمدجواد لاریجانى، صفحات 336 تا 341 مراجعه شود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]33 ـ ضمن زیارت مطلقه حضرت امیر ـ زیارت اول مفاتیح ـ .[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]34 ـ نهج البلاغه، خطبه 192 ـ خطبه قاصعه ـ ، فراز 117.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]35 ـ همان، خطبه 87.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]36 ـ همان، حکمت 31.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]37 ـ همان، خطبه 27.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]38 ـ همان، خطبه 137.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]39 ـ همان، خطبه 3 ـ خطبه شقشقیه ـ .[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]40 ـ شرح غرر، ج2، ص211.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]41 ـ نهج البلاغه، حکمت 160.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]42 ـ همان، خطبه 30.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]43 ـ همان، نامه 53، فراز 149.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]44 ـ شرح نهج البلاغه، ج24، ص13 با تلخیص و تصرف.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]45 ـ سوره قیامت، آیات 5 ـ 6.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]46 ـ نهج البلاغه، نامه 53، فراز 17.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]47 ـ همان، نامه 59.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]48 ـ همان، نامه 70.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]49 ـ شرح نهج البلاغه، ج1، ص231.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]50 ـ الغارات، ص29، نشر دارالاضواء، چاپ اول، 1407، تحقیق سیدعبدالرضا حسینى خطیب.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]51 ـ نهج البلاغه، خطبه 232.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]52 ـ همان، نامه 53، فراز 95.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]53 ـ همان، نامه 53، فراز 126.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]54 ـ همان، نامه 53، فراز 21.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]55 ـ در ضمن خطبه 224 به یک مورد اشاره شده است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]56 ـ مشهور بین عامه و خاصه آن است که نامه 41 نهج البلاغه خطاب به ابن عباس است. منابع این موضوع خواهد آمد.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]57 ـ الغارات، همان، ص379.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]58 ـ شرح ابن ابى الحدید، ج1، ص200.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]59 ـ نهج البلاغه، خطبه 27.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]60 ـ همان، خطبه 29.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]61 ـ همان، خطبه 123.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]62 ـ همان، خطبه 131.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]63 ـ همان، خطبه 216، فراز 8، 90، 10.[/JUSTIFY]

    پایگاه پاسخگویی

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید