ــ محدودیت و شدت فشار بر امام (ع)
خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمیکردند. این محدودیتها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری
( علیهمالسلام ) به اوج خود رسیده، در زمان امام یازدهم شدت بیشتری یافت؛ زیرا، در زمان ایشان پیروان اهل بیت به صورت یک قدرت عظیم درآمده
بودند، و این گروه حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمیدانستند، و معتقد به امامت فرزندان علی ( علیهالسلام ) بودند.
در آن زمان ممتازترین شخصیّت این خانواده، امام عسکری (ع) بودند. از طرف دیگر، طبق روایات بیشمار، مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومتهای
خودکامه است، از نسل پیشوای یازدهم است. به این جهت خلفای عباسی پیوسته مراقب زندگی ایشان بودند.
ــ زمینه سازی غیبت حضرت مهدی (عج)
یکی از فعالیتهای امام عسگری (ع) ، آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت امام زمان ( عجل اللّهتعالی فرجه شریف ) بود؛ از این رو ایشان، کمتر با مردم
تماس میگرفتند، و جز نوّاب و یاران خاص خود، کسی را به حضور نمیپذیرفتند و فقط به واسطه آنان مشکلات دینی مردم را حل میکردند. آن حضرت (ع)
گاه دستورهای دینی خود را به وسیله نامههایی، به علما مینوشتند . امام عسکری (ع) با عمل به چنین شیوهای قصد داشتند زمینه غیبت فرزندشان
امام مهدی (عج) را آماده کنند و مردم را به دوری امام عادت دهند به گونهای که غیبت امام زمان(عج) برای آنان غیرمعمول و ناآشنا نباشد.
ــ معرفی امام بعد از خود به یاران خاص
« احمدبناسحاق » ، یکی از یاران و اصحاب خاص امام عسکری (ع) میگوید:
به حضور ابومحمّد، حسن بن علی عسکری ( علیهالسلام ) رسیدم و خواستم درباره جانشین بعد از ایشان سئوال کنم. پیش از سئوال من، حضرت فرمودند:
«ای احمدبناسحاق به درستی که خداوند از خلقت حضرت آدم ( علیهالسلام ) تا هنگام برپایی قیامت، زمین را از حجّتِ خود برخلق خالی نگذاشته و نخواهد
گذاشت. خداوند به سبب حجّت الهی بلا را از اهل زمین دور میسازد و به برکت او باران فرو میبارد ».
پرسیدم: یابن رسول اللّه، پس امام بعد از شما کیست؟ در این هنگام امام باعجله برخاست و به درون خانه رفت. سپس همراه کودکی سه ساله ـ که صورتش
همانند ماه شب چهارده میدرخشید ـ بیرون آمد، آن گاه فرمود: « ای احمدابناسحاق، اگر بر خدا و حجت هایش عزیز نبودی این فرزند را به تو نشان نمیدادم ».
امام عسکری ( علیهالسلام ) با چنین شیوههایی، بارها جانشین بر حق خود را به یاران و اصحاب خویش معرفی میکردند.
ــ جلوه حقیقت
شخصی به نام « حلبی » میگوید: به سامراء آمدم و منتظر خروج امام عسکری ( علیهالسلام ) از منزلشان بودم تا او را از نزدیک ببینم. در کنار من جوانی
ایستاده بود. به او گفتم: از کجایی؟
ــ گفت: از مدینه.
ــ گفتم: اینجا چه میکنی؟
ــ گفت: من از نوادگان ابوذر غفاری هستم. درباره امامت ابومحمّد ( علیهالسلام )اختلافی پیش آمده است، آمدهام نشانهای از او ببینم تا دلم آرام گیرد.
در این هنگام امام عسکری ( علیهالسلام ) بیرون آمدند. وقتی که روبروی ما رسیدند ، به جوان نگریستند و فرمودند : « آیا تو غفاری هستی؟ »
ــ جوان پاسخ داد: آری.
ــ امام فرمودند : مادرت « حمدَویّه » چه میکند؟
ــ جوان گفت: خوب است.
امام پس از این سخنان کوتاه از کنار ما گذشتند .
رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودی ؟
ــ جوان گفت: خیر.
ــ گفتم: آیا همین تو را بسنده بود؟
ــ گفت: کمتر از این هم کافی بود.
ــ نفوذ معنوی
اخلاق الهی و سیرت نبوی حضرت امام عسکری ( علیهالسلام ) موجب نفوذ معنوی گستردهای در بین مردم شده بود؛ به گونهای که وقتی امام (ع) از منزل
بیرون میآمدند، مردمان جهت دیدار و پرسیدن سوالهای خود، در برابر منزلشان صف میکشیدند.
خلفای عباسی که از نفوذ معنوی امام بیم داشتند و از دیگر سو مشاهده میکردند که محدودیتها و فشارهایی که بر ایشان وارد میکنند، اثر معکوس دارد
و روز به روز بر محبوبیت ایشان در بین مردم افزوده میشود، امام را به زندان افکندند، تا مانع ارتباط ایشان با مردمان شوند و به خیال خود از نفوذ معنوی شخصیّت
والای امام بکاهند.
ــ ره یافته مکتب عشق
« محمّدبناسماعیلعلوی » میگوید:
حضرت امام عسکری ( علیهالسلام ) را در زندانی زیر نظر « علی ابن اوتاش » قرار دادند. او فردی بیرحم و از دشمنان سرسخت آل محمّد ( صلیاللهعلیهوآله )
بود و با خشونت بسیار نسبت به خاندان و فرزندان امام علی ( علیهالسلام ) رفتار میکرد. از سوی دیگر خلفای عباسی نیز به او دستور دادند تا هرچه میتواند به
امام سختگیری کرده و به ایشان آزار رساند؛ اما بیش از یک روز نگذشت که آن مرد با مشاهده حالات معنوی امام در برابر عظمت حضرتعسکری (ع)زانوی عجز و
تواضع به زمین نهاد. علی ابن اوتاش هنگامی که از حضور امام بیرون آمد از بهترین یاران با اعتقاد، و ستایشگر حضرت امام عسکری شده بود.
ــ ریشه گناهان
کسانی که میخواهند در مسیر طاعت و بندگی پروردگار متعال قدم برداشته و به تزکیه و تهذیب نفس بپردازند، باید در اولین گام از گناهان و پلیدیها دوری جویند؛
چرا که گناهان همانند زنجیرهایی سنگین بر پای اراده انسان آوار شده و مانع پیشرفت معنوی میشوند.
امام حسن عسکری ( علیهالسلام ) در روایتی به ریشه و اساس پلیدیها اشاره کرده و میفرماید:
« همه پلیدیها در خانهای قرار داده شدهاند و دروغ، کلید آن خانه است »
یعنی کسی که مرتکب دروغ شود به گناهان دیگر نیز دست خواهد زد. همچنین ترک دروغ، مقدمهای برای ترک دیگر گناهان خواهد شد.
ـ نفاق و دو رویی
از صفات نکوهیده و مذمومی که از ارزش انسان در جامعه میکاهد و باعث دوری گزیدن مردم از آدمی میشود، نفاق و دورویی است. منافقان و ریاکاران
از پستترین افراد جامعه هستند. امام عسکری (ع) در نکوهش این افراد میفرمایند:
«چه بد بندهای است شخص دو رو و ریاکار، در حضور برادرش بستاید و در نبودِ او غیبتش کند.
اگر برادرش صاحب چیزی شود، بدو حسد ورزد و اگر گرفتار شود بدو خیانت کند».
ــ زهر جفا
خلفای عباسی، با به کارگیری سلیقههای متفاوت میکوشیدند تا اوضاع را به زیان امام عسکری (ع) خاتمه دهند؛ با این حال با گذشتن زمان، محبوبیت
امام (ع) در بین مردم فزونی مییافت. معتمد عباسی که از نفوذ معنوی امام (ع) در بین مردمان بیمناک بود، درصدد برآمد تا به هر شیوه ممکن، ایشان
را به شهادت برساند.
او نمیتوانست آشکارا به چنین توطئهای دست بزند؛ از این رو با دسیسهای مرموز، ایشان را مسموم ساخت و با این کار پرتو یازدهمین ستاره پرفروغ
آسمان هدایت را به ظاهر خاموش کرد.
معتمد با قصد فریب افکار عمومی با ظاهرسازی، چند پزشک را به نزد امام فرستاد تا ایشان را معاینه کنند و شهادت ایشان را مرگ عادی جلوه دهند؛
اما خیلی زود این نیرنگ معتمد رنگ باخت و مردم از حقیقت واقعه آگاه شدند.
ــ عروج عارفانه
در ساعات آخر عمر امام (ع) ، بیماری آن چنان بر ایشان شدید شد که آن حضرت توان از دست داده بودند . امام (ع) رو به غلامش فرمودند :
«به آن اتاق برو و کودکی را که به سجده افتاده است، بیاو ر».
غلام رفت و با کودکی که چهرهای درخشان داشت و بین دندانهایش گشاده بود، به نزد پدر آمد. وقتی که نگاه امام حسن عسکری ( علیهالسلام ) به کودک
افتاد، گریه کرده و فرمودند : « ای سرور اهل خانه خود، به من آب بیاشام، همانا من به سوی پروردگارم میروم ». (وفاتم نزدیک است). آن کودک با دست خود
به پدر آب داد.
سپس امام حسن عسکری ( علیهالسلام ) فرمودند : «مرا برای نماز آماده کنید.» آن کودک، پدر را در وضو گرفتن کمک کرد.
امام عسکری به او فرمودند :
« بشارت باد تو را ای پسرم که تویی صاحب الزمان و تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین،
و این عهدی است از پدرم و از پدرانش تا رسول خدا ( صلیاللهعلیهوآله ) ».
ــ در سوگ پدر
از پـس پـرده بـرون حجّـت اثناعشـر است
یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است
بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست
یـا پسر بـر سـر بالیـن پـدر نـوحـه گـر است
هـاتفی گفت که خـاموش! مگـر بـیخـبری
حسن عسکری امشب به جناح سفر است
سـر به دامـان پسـر گـرم سخـن با معبـود
چهــرهاش بـر اثـر زهــر جفــا پرگهـر است
شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان
مهـدی منتظـر از بهر پـدر خون جگـر است
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربران خواننده این موضوع : 0فعالیت :(نمایش - خوانندگان)
There are no names to display.