اتهامشیعه به تجسیم در برخی مصادر قدیم و حدیث کلام اهل سنت آمده و علاوه بر آنمتأسفانه در برخی دایرةالمعارف های علوم عقلی در غرب نیز منعکس شده است.عبدالقاهر بغدادی در کتاب اصول الدین در مواضعی چند این بهتان را به برخیشیعیان نسبت داده است. وی در بحث نفی حد و نهایت از صانع چنین می گوید:این مسئله درباره برخی فرقه ها مطرح است، از جمله هشامین، از غالیانرافضی، که گمان کردند معبودشان هفت وجب است و برخی از ایشان گفته اند کوهاز خدا بزرگ تر است. وی پس از پرداختن مختصر به کرامیه، مجددا متوجهمشتبهان رافضی می شود و می گوید: اینان گمان کردند که مساحت خدا به مقدارمساحت عرش است. در بحث استحاله ابعاض و اجزاء بر صانع، از گروهی از روافضبه عنوان «بیانیه» نام می برد که گمان کردند معبودشان مردی از سنخ نور استو اعضا و جوارح او مانند اعضا و جوارح مردانه است. آنان با استدلال به آیه«و یبقی وجه ربک» (الرحمن:27)، گمان کرده اند که به جز وجه تمام جوارح خدافانی می شود. بغدادی سپس از فرقه رافضی دیگری به نام «مغیریه»، از اصحابمغیرة بن سعید عجلی، ذکر به میان می آورد و برخی کلمات ناپسند را ذکر میکند و سپس در فرازی دیگر هشام بن سالم جوالیقی را رافضی مطرح می نماید وقول به صورت داشتن خدا را از وی نقل می کند. همچنین در مسئله استحالة مکانمندی برای خدا، دیدگاه هشامیه از روافض را به عنوان مخالف مطرح و نقد میکند. (اصول الدین، ص46ـ42. ) در الفرق بین الفرق نیز اتهام مزبور با آب وتاب فراوان به هشام بن حکم نسبت داده شده است. (الفرق بین الفرق، ص41. )


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
