مقدمه
همان*گونه كه مي دانيم، بازاريابي به تعبيريهمان بازاريابي عقيده است: خواه منظور ما ازبازاريابي، ايده كلي فروش يكدارو (يا هر كالاي مفيد ديگر) باشد يا رفع يك نياز از انسانها و يا كمكوخدمت به مردم. امااز بازاريابان انتقادهاي زيادي به عمل مي آيد. مصرفكنندگان، بازاريابي را عامل ضرر و زيان در بسياري از موارد عنوان مي كنند.
اگر فرهنگ كسب و كار كنوني را با فرهنگ كسب و كار اجداد و پدرانمانمقايسه كنيم، در مي يابيم كه در گذشته، كسب و كارعملي عبادي بوده است وليدر حال حاضر بي توجهي به مباني احترام به مشتري،اخلاقيات و عدم رعايت اصولو مباني اسلامي در بازار حكمفرما شده است.****[۱]بسياري از مردم چنين ميپندارند كه اسلام و دينداري با كسب و كار و تجارت در تضاد است، در حالي كهدر بسياري از احاديث و كتابهاي اسلامي اين ايده به طور كلي رد شده است:
_هـر فـرد معتقد به مباني ديني كه براي تامين حوايج خود و بـرآوردننـيازمنديهاي خانواده يا جامعه*اش، جد و جهد مي*كند، نـوعـي عـبادت درآستان پروردگار بي*نياز به جاي مي آورد. [۲]
_ عبادت هفتاد جزء است كه افضل اجزاي آن طلب روزي حلال است. نبي اكرم(*ص)
_ هركس كه به دنبال روزي حلال باشد تا به خود و خانواده اش كمك كند مانند مجاهد در راه خدا خواهد بود. امام موسي بن جعفر (ع)
_اميرالمؤمنين براي طلب روزي از خانه بيرون مي رفت و دوست داشت خداوند اورادر حالي كه براي طلب روزي حلال،نفسش را به زحمت انداخته است ببيند. امامباقر(ع). و حتي ارزش بالايي براي بازرگانان و تجار مطرح شده است به گونهاي كه حضرت علي (ع) در نامه ۵۳ خود در نهج البلاغه چنين مي فرمايند:«سپاهيان بر جاي نماند جز با سومين دسته از مردمان كه قاضيانند و عاملان ونويسندگان ديوان،كه كار عقدها را استوار مي كنند و آنچه سود مسلمانان استفراهم مي آورند و در كارهاي خصوصي و عمومي مورد اعتمادند و كار اين جملهاستوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران كه فراهم مي شوند و با سودي كهبه*دست مي آورند، بازارها را برپاي مي دارند و كار مردم را كفايت مي كننددر آنچه ديگران مانند آن نتوانند».
بازاريابي، مفهومي مبتني بر خدمتوكسب فايده متقابل است. در واقع بازاريابي به معناي تأمين نيازهايانسانهاست و يكي از ارزشهاي قاطع و مسلم انسان كه اسلام آن را صد در صدتأييد مي كند و به واقع ارزشي انساني است، خدمتگذار خلق خدا بودن.[۳]
_ دو خصلت است كه نيك تراز آن نيست :ايمان به خدا و سودمندي براي بندگان خدا.[۴]
_اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايند: «اي كميل، مردم بر سه دسته*اند:اول،علمايرباني، دوم،دانشجوياني كه در راه نجات هستند، سوم،فرومايگان پست و بياراده*اي كه خيري در آنها نيست.[۵]
اسلام، ساخت نظام اقتصادي خود را برپايه خداشناسي و معارف اقتصادي و ايدئولوژيكي و موازين اقتصادي استوارداشته است. به گونه*اي كه مي فرمايد: «پاكمرداني كه هيچ كسب و تجارت،آنهارا از ياد خداوند غافل نگرداند».[۶]


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
