+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 26

موضوع: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩

  1. #1
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩




    ويژه نامه شهادت مظلومانه دردانه سه ساله

    مظلومه اقا ابا عبدالله الحسين عليه السلام ؛

    باب الحوائج ؛ حضرت رقيه سلام الله عليها



    با گونه‏هایم خنجرت الفت ندارد
    سیلی بزن دستان تو غیرت ندارد




    گفتند آن سر، روی نیزه مال باباست
    مادر بگو این حرف‏ها صحت ندارد


    مادر بگو این‏قدر بر بابا نتازند
    چشمان سیلی خورده‏ام طاقت ندارد


    از خون و خاکستر جدا کن کفترت را
    آخر به این گهواره‏ها عادت ندارد


    بلعید آتش خیمه‏ها را آه، مادر!
    پاهای من دیگر چرا قدرت ندارد



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  2. #2
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    شناسنامه حضرت رقيه

    حضرت رقيه فرزند امام حسين عليه السلام است . بر اساس نوشته‏ هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است. در مورد تاريخ تولد حضرت رقيه چيزي معلوم نيست.

    خواهران حضرت رقيه عليه السلام


    در تعداد دختران امام حسين و نامهاي آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست مي آيد امام حسين عليه السلام داراي چهار دختر بنامهاي فاطمه کبري، فاطمه صغري، سکينه و رقيه بوده است.

    اصل وجود دختري چهار ساله براي امام حسين عليه السلام در منابع شيعي آمده است در کتاب کامل بهائي نوشته علاء الدين طبري (قرن ششم هجري) قصه دختري چهار ساله که در ماجراي اسارت در خرابه شام در کنار سر بريده پدر به شهادت رسيده، آمده است. اما در مورد نام او، آيا رقيه بوده يا فاطمه صغري و... اختلاف است.


    لهوف سيد ابن طاووس و حضرت رقيه


    يکي از کتاب‏هاي کهن که در زمينه حضرت رقيه مطالبي نقل نموده، کتاب اللهوف از سيدبن طاووس است. وي مي‏نويسد: «شب عاشورا که حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (عليهاالسلام) سخنان ايشان را شنيد و گريست.

    امام (عليه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود:

    «خواهرم، ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد [و خويشتن دار باشيد.

    سن حضرت رقيه


    مشهور اين است که ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاي آغازين صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.

    تاريخ شهادت:
    5 صفر سال 61 هجري قمري



    چگونگي شهادت


    بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کساني را که زنده مانده بودند ، اسير کرد. ميان اين اسرا، يک دختر کوچک هم ديده مي ‏شد. اين دختر کوچک رقيه بود. رقيه دختر امام حسين عليهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زينب و اسراي ديگر به طرف شام مي ‏رفت.

    از داخل خرابه هاي شام، صداي يک کودک به گوش مي ‏رسيد. تمام کساني که در ميان اسرا بودند، مي ‏دانستند که اين صداي رقيه دختر کوچک امام حسين است. رقيه از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي ‏گرفت. گويا خواب پدرش را ديده بود.

    در اين حال يزيد، دستور داد سر امام حسين عليه‏ السلام را به رقيه نشان بدهند. وقتي حضرت رقيه عليهاالسلام سر بريده پدرش امام حسين عليه‏ السلام را ديد، با فرياد و ناله خودش را روي سر بريده پدرش انداخت و همان جا، از دنيا رفت.


    مرقد مطهر حضرت رقيه


    مرقد مطهر حضرت رقيه عليها السلام در سوريه نزديک به قبر حضرت زينب عليها السلام است







    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  3. #3
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    رقيه سلام الله عليهادخترخورشيد است...

    [JUSTIFY]
    [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]رقيه (سلام الله عليها) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است. رقيه (سلام الله عليها) جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبهه*اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است،چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشته*اند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده*اند.

    به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت*گونه رقيه (سلام الله عليها) اندكي پس از واقعه خونين كربلا در سال شصت و يكم هجريرخ داده است و در اين هنگام وي سه يا چهار ساله بوده است و نخستين نكته شگفت درباره حضرت رقيه (سلام الله عليها)، شايد همين باشد كه با چنين عمر كوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور كرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه كه برادر شيرخوارش علي *اصغر (عليهالسّلام) به چنين مرتبه*اي نايل شد.

    به عبارت ديگر يكي از جلوه*هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوع سني شخصيت*هاي آن مي*باشد كه از پايين*ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب* بن مظاهر) ختم مي*گردد.

    نكته قابل تأمل ديگر در بررسي اين مهم آن استكه در پديد آوردن اين حماسه بي *بديل و شكوهمند تنها يك جنسيت سهيم نبوده، بلكه دركنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناك دارد.

    مصائب و شدائدي را كه رقيه (سلام الله عليها) از كربلا تاكوفه و از كوفه تا شام متحمل مي*شود، آنچنان تلخ و دهشتناك است كه وجدان هر انسانآزاده و صاحبدلي را مي*آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي*سازد.

    تحمل گرماي شديد كربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهايشقاوت آلود بودن، آزار و شكنجه* هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است كه يك كودك خردسال با جسم و روح لطيف خود با آنمواجه شده است.

    از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است كه بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي *افزايد، زيرا حضرت امام حسين(عليه السّلام) با شناخت و پيش*بيني تمام اينمصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري*هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد. [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  4. #4
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]رقيه سلام الله عليها برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين عليه السّلام كه تنها كسي مي*تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد كه مقصدي الهي داشته باشد.

    و رقيه سلام الله عليها برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاك پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم و رسواكننده سياه كاراني است كه داعيه جانشيني رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را سر دادند .

    و رقيه سلام الله عليهابرهان بزرگ ديگري است براي آن كه اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني *اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و رقيه سلام الله عليها فاتح شام و سفير بزرگعاشورا در اين سرزمين است، و رقيه سلام الله عليها برهان بزرگ ديگري است براين حقيقت بزرگ كه حق بر باطل پيروز خواهد شد .

    و اينك پس از قرن*هاي متمادي آنان كهبه مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي*شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين كودك سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي*يابند.

    آرامگاه‎‎‎ ملكوتيدختسه سـالـه امـام‎‎ سـوم شيعياندر شامكنـار بـاب "الفـراديـس " مابينكوچههايتاريخيو پر ازدحامدمشـقاست‎‎ كه‎‎ هر ساله بسيارياز شيفتگاناهلبيتعليهم السّلام را از مناطقمختلفجهانبهسويخود جلبميكند.

    پروردگارا مارا به کسب توفيق درك شخصيت حضرت رقيه سلام الله عليها مرحمت فرما
    [/JUSTIFY]




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  5. #5
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩



    می‏چکند از نگاه‏ها، پنهان


    اشک‏ها، یادگار دریایند


    آسمان هم به گریه می‏آید


    وقتی از چشم «کودکی»، آیند


    کودکی مانده در دل غربت


    خفته امّا درون ویرانه


    آن که روزی نگاه زیبایش


    شد حدیث هزار پروانه


    جرم او را کسی نمی‏دانست


    جرم پروانه را نمی‏دانند


    آن‏چه مردم شنیده می‏گویند


    رسمِ جانانه را، نمی‏دانند


    چشم‏ها را گشوده، می‏نالید


    در فضای غریبِ ویرانه


    مثل شمعی که اشک می‏ریزد


    در سکوت حزینِ یک خانه


    ناله‏هایش، اگرچه می‏گفتند:


    «غربت خانه کرده بی‏تابش»


    دور می‏زد درون تاریکی


    لحظه لحظه، نگاه بی‏خوابش


    جست‏وجوهای او، نشان می‏داد


    انتظار کسی، به جان دارد!


    سر به بالا گرفته، می‏پرسید:


    عمّه، این خانه، آسمان دارد؟!


    آسمان را گرفت در آغوش


    مثل یک عقده در گلو، افسرد!


    آرزوی قشنگِ «بابا» هم!


    در همان آخرین نگاهش، مُرد





    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  6. #6
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩




    [JUSTIFY]حماسه شکوهمند روز دهم سال 61 هجری، نگارینه‏ای از زیباترین طرح‏ها و نقش‏ها رادر تاریخ حک نمود. حماسه از سرخی خون برترین رادمردان خدا، خامه گرفت و دست نقاش چیره شهادت که از آستین بزرگ آموزگار آن، حضرت حسین(علیه‏السلام) بیرون آمده بود،بر پرده کربلا، در آن ساعتی که عقربه‏های آفرینش لحظه عروج را نشان می‏دادند، چشمنوازترین تصویر را به نقش کشید.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]منشور درخشنده عاشورا که تباناکی خود را از درخشش خورشید کربلا و ستارگانی کهگرد منظومه آن نورافشانی می‏کردند. با عرفان و حماسه خود چراغ فرا راه بشر روشننمودند که تا روز رستاخیز، راه آزاد زیستن و سربلند رهیدن را به بشریت نشانداد.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]در این رهگذر، هر یک از آزاد مردان و شیر زنان عاشورا، به سهم خود بر اعتلا وسربلندی این حماسه افزودند اما کربلا از حماسه کودکانی که در این سفر جاودانه، همپای ایثارگران و جانبازان عاشورا، چکامه حضور سرودند، خاطره‏ها بر لوح سینه دارد. کودکان بی گناهی که طعمه آتش افروزی پست‏ترین آفریدگان خدا شدند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کودکانی که درجنگی نابرابر قربانی زراندوزی و زور مداری حریص‏ترین شغالان بیشه طمع ورزی گشتند. کودکانی که در خون طپیدن پدران و برداران خود را پیش روی خویش دیدند، مبارزه با ستمو فریاد در برابر تفرعن را آموختند و به پدران و برادران خویش اقتدا نمودند.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] آنان اگر چه نجنگیدند اما حضور و شهادتشان نقش مهمی در عزت و عظمت ابعاد قیام و نیز شتاب بخشیدن در فروپاشی بنیان ظلم و استبداد در جامعه اسلامی گردید. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]عاشورا، بالنده‏ترین و پاکترین حماسه‏ای است که در خاطره تاریخ نقش بسته وتابناک ‏ترین سرمشقی است که مادر فرتوت تاریخ آن را در کتاب کهن خویش نگاشته است، اما نقش زیبایی را که کودکان عاشورا، بر این کتاب افزودند: نباید از یاد برد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]هر یک نمادی بالنده بر این نگار بودند که دختر خورشید کربلا، حضرت رقیه(علیها السلام) بهانه‏ای به دست داد تا به دیگر کودکان سربلند عاشورا نیز اشاره‏ای بکنیم و نقش برخی از آنان را در قالب نمادی از آموزه‏های بزرگ تربیتی که در دامان اهلبیت(علیهم‏السلام) فرا آموخته بودند، مورد بررسی قرار می‏دهیم.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  7. #7
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩

    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نماد مظلومیت[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شاید جانسوزترین ساعت واقعه عاشورا، لحظه‏ای است که امام فریاد بر می‏آورد: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]«هَل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ؛ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیا کسی هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیا یگانه پرستی هست که از خدا بترسد؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیا فریادرسی هست که به خاطر خدا به ما کمک کند؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آیاکسی هست که به امید آن چه خدا به او ارزانی خواهد داشت ما را یاری نماید؟»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]زنان پرده نشین، با شنیدن آوای مظلومیت امام، بر حال او و خود گریستند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آن گاه امام فرمود، کودک شیرخوار من علی(علیه‏السلام) را بیاورید. سپس برای سیراب نمودن اوکه از تشنگی بی تاب شده بود رو به لشگر دشمن نمود و فرمود: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ای مردم! اگر به من رحم نمی‏کنید به این کودک رحم نمایید. در این لحظه تیری توسط حرملة بن کاهل اسدی از سوی دشمن به سوی کودک پرتاب شد و کودک به شهادت رسید. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]امام فرمود: خدایا! میان ما و این مردم که مرا دعوت کردند تا یاری‏ام کنند و به عوض ما را در خون می‏کشند خود داوری کن.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]1 امام خون او را به آسمان پاشید و گفت: [خدایا] این که تو این صحنه‏ها رامی‏بینی تحمل بر من آسان می‏شود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]2 امام از اسب پیاده شد و بدن بی جان کودک تشنه راپشت خیمه‏ها برد و با غلاف شمشیر، قبری کوچک حفر نمود و او را دفن کرد.3[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]این صحنه یکی از دردناکترین لحظات روز عاشوراست و این نوزاد کوچک امام، گویاترین سند مظلومیت در پهنه کربلاست. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آن سان که با شهادت خود این مظلومیت را به اثبات می‏رساند. چرا که در هیچ آئینی، خواه آسمانی باشد و خواه غیر آسمانی، نوزاد شیرخوارهیچ گناهی ندارد که کسی بخواهد با او دشمنی کند و یا او را بکشد و در هیچ نقطه‏ای از هستی و هیچ اندیشه ‏ای کشتن نوزاد بی گناه را بر نمی‏تابد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]از این رو با کشته شدن طفلی تشنه، که توان هیچ‏گونه دفاعی از خود نداشت. حجت بر دشمنان امام و عدم رستگاری آنان تمام شد و شهادت علی اصغر(علیه‏السلام) با این وضع دلخراش خونخواری دشمنان ومظلومیت بی شائبه عاشورائیان را به اثبات رسانید.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  8. #8
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩

    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نماد دفاع از حق و حقیقت[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]در واپسین لحظه‏های نبرد بین امام و دشمن، در صحنه‏ای که امام آخرین رمق‏های خودرا از دست می‏دهد، شمر بن ذی الجوشن به همراه گروهی پیاده برای به شهادت رسانیدن[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]امام وارد گودال قتلگاه می‏شوند. در بین کودکان حرم، فرزندی از امام مجتبی(علیه‏السلام) به نام عبدالله اصغر بن الحسن (علیه‏السلام) وجود داشت که سن اورا 8، 9 سال ذکر نموده‏اند و مادرش رَملة دختر سلیل بن عبدالله بجلی بوده است.4[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] اوبا دیدن این صحنه به سوی امام دوید. امام به خواهرش حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: او را نگهدار. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اما آن کودک شجاع برای دفاع از جان عمو، به طرف میدان نبرد دوید وخود را به امام رساند و گفت: به خدا قسم، هرگز از عمویم جدا نمی‏شوم.5[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بحربن کعب، با شمشیر به سوی امام حمله برد ولی عبدالله گفت: می‏خواهی عموی مرابکشی؟ و دست خود را جلوی ضربه شمشیر او گرفت. دست عبدالله قطع گردید و از پوست آویزان شد. کودک فریاد زد: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]مادر، به فریادم برس. امام او را در آغوش کشید و فرمود: پسر برادرم! صبر کن و شکیبا باش تا تو هم به دیدار نیاکان وارسته‏ات رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)، علی (علیه‏السلام)، حمزه و جعفر و پدرت حسن (علیه‏السلام) بشتابی. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]سپس دست به دعا برداشت و عرض کرد: خداوندا! باران رحمت آسمان و برکت زمین را آن‏ها دریغ دار... . 6[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]در این هنگامه، حرمله بن کاهل تیری به سوی او پرتاب کرد و عبدالله را در آغوش امام به شهادت رساند.7[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]عبدالله که از کودکی در دامان عموی خود امام حسین (علیه‏السلام) پرورش یافته بود، به خوبی دفاع از حق را فرا گرفته و در برهه‏ای که حق و حقیقت زیر گام‏های ناجوانمردی خرد می‏شد، سفری را با امام به سوی دشت کربلا آغاز نمود و در هنگامه‏ایکه خورشید حقیقت در پس ابرهای تیره ظلم و بیداد پرتوافشانی می‏کرد. به آفتابیِ حق وحقیقت پیوست. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  9. #9
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩

    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نماد معرفت و شناخت[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]از جمله تربیت‏های راهبردی پیشوایان معصوم (علیهم‏السلام) نسبت به فرزندان خود،ارتقاء سطح معرفت و بینش عمیق دینی آنان بوده است، به گونه‏ای که جاودانگی قیام عاشورا را در برخی جنبه‏ها، می‏توان مرهون خطبه‏ها و سخنرانی‏های آتشین امام سجاد (علیه‏السلام)، حضرت زینب (علیهاالسلام) و دیگر زنان و کودکان دانست. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ای نسخنرانی‏های کوبنده و افشاگرانه که از زلال معرفت و بینش آنان سرچشمه می‏گرفت، گام مؤثری در پاسداشت مبارزات نظامی و سیاسی شهیدان کربلا به شمار می‏رود و به عنوان مکمّلی در به ثمر رسیدن اهداف قیام امام حسین (علیه‏السلام) قلمداد می‏شود. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]در مجلس یزید، آن جا که می‏رفت خطبه‏های روشن گرانه امام سجاد (علیه‏السلام) وحضرت زینب (علیهاالسلام) پرده از چهره منحوس یزید بردارد و بنیان حاکمیت فاسد او رافروپاشد.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] یزید عصبانی شده و با مشورت حاضران، تصمیم به قتل امام سجاد (علیه‏السلام) و حضرت زینب (علیهاالسلام) می‏گیرد، با کمی دقت در تصمیم خود، این کار را ضامن رسوایی خود یافته و از کشتن آنان صرف نظر می‏کند.8 [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]او دچار اشتباهی بزرگ شده بود ومی‏پنداشت که اگر امام سجاد (علیه‏السلام) و زینب (علیهاالسلام) را به قتل برساند ندای اناالحق عاشوراییان خاموش می‏شود اما هرگز نمی‏پنداشت که کودکان آنان نیز زلال معرفت را از سرچشمه آن نوشیده‏اند و همان سان که پدران‏شان بزرگ‏ترین آموزگاران بشرهستند، کودکان آنان نیز برترین شاگردان مکتب آنان می‏باشند. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]وقتی یزید به واسطه مشورت حاضران و مشاوران، تصمیم به کشتن امام سجاد (علیه‏السلام) و حضرت زینب (علیهاالسلام) گرفت اما سپس دست شست و آنان را ساکت نمود، امام باقر (علیه‏السلام) که حدود چهار سال داشت به سخن آمد و با چند جمله آتش عصبانیت را که پدرش امام سجاد (علیه‏السلام) به جان یزید انداخته بود، دوباره روشن کرد به گونه‏ای که زخمِ التیام نیافته یزید از تندی کلام آتشین امام سجاد (علیه‏السلام)، دوباره سرباز نمود. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]امام باقر (علیه‏السلام) فرمود: مشاوران توبرخلاف مشاوران فرعون نظر دادند زیرا آنان در مقام مشورت با فرعون درباره موسی وهارون گفتند: أَرجِه وَ أخاهُ وَ أرسِل فِی المَدائِنِ حاشِرِینَ؛9 (و به فرعون) گفتند: او و برادرش را بازدار، و گردآورندگان را به شهرها (دنبال جادوگران) بفرست. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اما مشاوران تو نظر به قتل ما دادند که البته بی علت هم نیست. یزید با چشمانی گردشده از شگفتی چنین معرفتی در این کودک پرسید: علت آن چیست؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]امام باقر (علیه‏السلام) فرمود: آنان فرزندانی پاک و حلال بودند و از درک کافی برخوردار. اما مشاوران تو نه آن درک را دارند و نه فرزندان حلالی هستند زیرا پیامبران و فرزندان آن‏ها را فقط ناپاکان می‏کشند [که نظر به چنین کاری دادند]. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یزید با شنیدن این سخن کوتاه و رسا،آبروی خود را رفته یافت و به ناچار سکوت کرد.10[/JUSTIFY]








    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  10. #10
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩




    نماد ظلم ستیزی

    [JUSTIFY]یزید گر چه به سختی تلاش می‏کرد تا با به کارگیری حربه‏ای، برای یک بار هم کهشده، اسیران کربلا را مغلوب خود سازد اما هر بار به گونه‏ای غیر قابل پیش بینی ناکام می‏ماند.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] اهل بیت را خارجی می‏خواند و دستور داد اهل بیت را تحقیر کنند و شهررا آذین بندند؛ شکست خورد. زیرا اسرا در ارتباط مستقیم با مردم قرار داد و امام سجاد (علیه‏السلام) و حضرت زینب (علیهاالسلام) ولی آنان خود را معرفی کردند و گفتندکه خاندان پیامبرند و در قرآن آیاتی در شأن آنان وجود دارد.11 [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]به حربه افتخار متوسل شد و به سان سرداران پیروز اسیران را در مجلس شراب وقمار و عیاشی فراخواند ؛ و بابزرگی و تکبر با آنان سخن گفت ؛ اما باز هم شکست خورد زیرا هر چه گفت، پاسخ از آیات قرآن شنید و پیش سفیر روم رسوا گردید و به ناچار دستور به قتل سفیر داد.12 [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]با خودگفت در مجلس که نشد بهتر است بر مردم فخر فروشی کنم؛ سر بریده اما را بر بالای کاخ خود نصب کرد ؛ و بار دیگر طعم تلخ شکست در کامش ریخته شد؛ همسرش هند پرسید این سرکیست و هنگامی که دانست سر مولایش حسین (علیه ‏السلام) است با موی باز به داخل کاخ دوید و یزید را برآشفته ساخت و یزید عبا از دوش خود برداشت و بر سر زنش انداخت.13[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]گفت از درِ گفتگو و منطق وارد شوم ؛ نتیجه تغییری نکرد. دستور داد امام بالای منبربرود و برای مردم صحبت کند. دید خود زمینه رسوایی خویش را فراهم آورده و سخنان شیواو رسای امام دارد همگان را بیدار می‏نماید، به ناچار دستور داد مؤذن اذانی دروغینبگوید تا امام مجبور شود سخن خود را قطع کند.14[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]همه تیرهایش به سنگ می‏خورد؛ مدام شکست پشت شکست. این بار تصمیم گرفت تا گناه قتل شهدای کربلا را به دیگران بیندازد و این گونه دست به عوام فریبی بزند. گناه قتل امام حسین علیه‏السلام و یارانش را به گردن عبیدالله انداخت و اذعان داشت که آنان خودسرانه دست به چنین جنایتی زده‏اند و او تنها دستور به ستاندن بیعت از امام داده بود.15 [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اما انتشار این خبر را هم موجب از بین رفتن شکوه و جلال خود می‏دید. پس چه باید می‏کرد؟ بهتر دید از راه درست و اظهار همدردی وارد شود و وانمود کند که گذشته‏ها را باید فراموش کرد. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]او که فکر می‏کرد راه حلی بکر و مؤثر به ذهنش آمدهاست برای عوض کردن فضا و ایجاد فضایی عاری از تشنج لااقل برای خود پسرش خالد رافراخواند و رو کرد به یکی از کودکان که «عمربن الحسن علیه‏السلام»، فرزند دیگری ازامام مجتبی (علیه‏السلام) بود و با لبخندی مرموز به او گفت: با پسر من کُشتی می‏گیری؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آن فرزند خردسال امام مجتبی (علیه‏السلام) که هرگز خاطره شهادت برادران،عمو و دیگر اعضای خانواده‏اش را از یاد نبرده بود، با بغضی سنگین در گلو، کوبنده پاسخ داد: ولکن إعطنی سکّینا و اعطه سکّینا ثم اقاتله؛ نه [چرا کُشتی بگیریم] بهتراست خنجری به من و خنجری نیز به او بدهی تا با هم بجنگیم. یزید از این پاسخ یکّه[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خورد و زیر لب غرّید: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شِنْشِنَةٌ اَعرِفُها مِن اَخْزَمَ[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]هَل تَلِدُ الحَیَّةَ اِلاّ الحَیَّةَ ؟[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]این خوی وعادتی است که از اخزم آن را سراغ دارم. آیا مار جز مار می‏زاید.16[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آری، این بار نیز سیاست‏های عوام فریبانه و مزوّرانه یزید با شکست روبه‏رو گردیدو ظلم ستیزی فرزندی از خاندان اهل بیت (علیهم‏السلام) او را در دستیابی به اغراض خود نا اميد كرد.[/JUSTIFY]





    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  11. #11
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩



    [CENTER]

    طایر گلزار وحی! کجاست بال و پرت؟


    [CENTER]

    که با سرت سر زدی به نازنین دخترت


    [CENTER]

    ز تندباد خزان شکفته تر می شوی


    [CENTER]

    می شنوم هم چنان بوی گل از حنجرت


    [CENTER]

    به گوشه ی دامنم اگر چه خاکی بُوَد


    [CENTER]

    اذن بده تا غبار بگیرم از منظرت


    [CENTER]

    تو کعبه من زائرت، خرابه ام حائرت


    [CENTER]

    حیف که نتوان کنم طواف دور سرت


    [CENTER]

    ببین اسیرم، پدر! زعمر سیرم، پدر!


    [CENTER]

    مرا به همره ببر به عصمت مادرت


    [CENTER]

    فتح قیامت منم، سفیر شامت منم


    [CENTER]

    تویی حسین شهید، منم پیام آورت


    [CENTER]

    منم که باید کنم گریه برای پدر


    [CENTER]

    تو از چه گشته روان، اشک زچشم تَرَت


    [CENTER]

    خرابه شأن تو نیست، نگویم اینجا بمان


    [CENTER]

    بیا مرا هم ببر مثل علی اصغرت


    [CENTER]

    پیکر رنجور من گرفته بود التیام


    [CENTER]

    اگر بغل می گرفت مرا علی اکبرت


    [CENTER]

    این همه زخمت که هست بر سر و روی و جبین


    [CENTER]

    نیزه و شمشیر و تیر چه کرده با پیکرت


    [CENTER]

    اگر چه میثم نبود به دشت کرب و بلا


    [CENTER]

    به نظم جان سوز خود گشته پیام آورت



    [CENTER]

    شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)








    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  12. #12
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]

    حضرت رقيّه عليهاالسلام در اوراق تاريخ


    (قديمترين ماءخذ تاريخى دربارة حضرت رقيّه عليهاالسلام )

    1
    مرحوم آية الله حاج ميرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواريخ مى نويسد:


    عالم جليل ، شيخ محمّد على شامى كه از جملة علما و محصّلين نجف اشرف است به حقير فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ، جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقى ، كه نسبش منتهى مى شود به سيّد مرتضى علم الهدى و سن شريفش از نود افزون بوده و بسيار شريف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند.


    شبى دختر بزرگ ايشان جناب رقيّه بنت الحسين عليهماالسلام را در خواب ديد كه فرمود به پدرت بگو به والى بگويد ميان قبر و لحد من آب افتاده ، و بدن من در اذيّت است ؛ بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند.


    دخترش به سيّد عرض كرد، و سيّد از ترس حضرات اهل تسنّن به خواب ترتيب اثرى نداد. شب دوّم ، دختر وسطى سيّد باز همين خواب را ديد. به پدر گفت ، و او همچنان ترتيب اثرى نداد. شب سوم ، دختر كوچكتر سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت ، ايضا ترتيب اثرى نداد. شب چهارم ، خود سيّد، مخدّره را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند: ((چرا والى را خبردار نكردى ؟!)).

    صبح سيّد نزد والى شام رفت و خوابش را براى والى شام نقل كرد. والى امر كرد علما و صلحاى شام ، از سنّى و شيعه ، بروند و غسل كنند و لباسهاى نظيف در بر كنند، آنگاه به دست هر كس قفل درب حرم مقدّس باز شد (7) همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند و جسد مطهّرش را بيرون بياورد تا قبر مطهّر را تعمير كنند.


    بزرگان و صلحاى شيعه و سنّى ، در كمال آداب غسل نموده و لباس نظيف در بركردند. قفل به دست هيچ يك باز نشد مگر به دست مرحوم سيّد ابراهيم . بعد هم كه به حرم مشرّف شدند، هر كس كلنگ بر قبر مى زد كارگر نمى شد تا آنكه سيّد مزبور كلنگ را گرفت و بر زمين زد و قبر كنده شد. بعد حرم را خلوت كردند و لحد را شكافتند، ديدند بدن نازنين مخدّره ميان لحد قرار دارد، و كفن آن مخدّرة مكرّمه صحيح و سالم مى باشد، لكن آب زيادى ميان لحد جمع شده است .


    سيّد بدن شريف مخدّره را از ميان لحد بيرون آورده بر روى زانوى خود نهاد و سه روز همين قسم بالاى زانوى خود نگه داشت و متّصل گريه مى كرد تا آنكه لحد مخدّره را از بنياد تعمير كردند. اوقات نماز كه مى شد سيّد بدن مخدّره را بر بالاى شى ء نظيفى مى گذاشت و نماز مى گزارد. بعد از فراغ باز بر مى داشت و بر زانو مى نهاد تا آنكه از تعمير قبر و لحد فارغ شدند. سيّد بدن مخدّره را دفن كرد و از كرامت اين مخدّره در اين سه روز سيّد نه محتاج به غذا شد و نه محتاج آب و نه محتاج به تجديد وضو. بعد كه خواست مخدّره را دفن كند سيّد دعا كرد خداوند پسرى به او مرحمت فرمود مسمّى به سيّد مصطفى .


    در پايان ، والى تفصيل ماجرا را به سلطان عبدالحميد عثمانى نوشت ، و او هم توليت زينبيّه و مرقد شريف رقيّه و مرقد شريف امّ كلثوم و سكينه عليهما السلام را به سيّد واگذار نمود و فعلا هم آقاى حاج سيّد عبّاس پسر آقا سيّد مصطفى پسر سيّد ابراهيم سابق الذكر متصدّى توليت اين اماكن شريفه است .


    آية الله حاج ميرزا هاشم خراسانى سپس مى گويد: گويا اين قضيّه در حدود سنة هزار و دويست و هشتاد اتّفاق افتاده است . (8)

    مرحوم آيت الله سيّد هادى خراسانى نيز در كتاب معجزات و كرامات ماجرايى را نقل مى كند كه مؤ يد قضيّة فوق است . وى مى نويسد:


    روى پشت بام خوابيده بوديم كه ناگهان مار دست يكى از خويشان ما را گزيد. وى مدّتى مداوا كرد ولى سود نبخشيد. آخر الا مر جوانى به نام سيّد عبدالامير نزد ما آمد و گفت : كجاى دست او را مار گزيده است ؟

    چون محل مار زدگى را به او نشان داد، بلافاصله دستى به آن موضع زد و بكلّى محل درد خوب شد. سپس گفت من نه دعايى دارم و نه دوايى ؛ فقط كرامتى است كه از اجداد ما به ما رسيده است : هر سمّى كه از زنبور يا عقرب يا مار باشد اگر آب دهان يا انگشت به آن بگذاريم خوب مى شود. جهتش نيز اين است كه جدّ ما، در شام موقعى كه آب به قبر شريف حضرت رقيّه افتاد جسد حضرت رقيّه عليهاالسلام را سه روز روى دست گرفت تا قبر شريف را تعمير كردند، و از آنجا اين اثر در خود و اولادش نسلا بعد نسل مانده است . (9)



    [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  13. #13
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]

    2
    مرقدى كه داستان شگفت فوق در ارتباط با آن رخ داده است ، سابقة بناى آن دست كم به سيصد و اند سال پيش از آن تاريخ (يعنى حدود 4 قرن و نيم پيش از زمان حاضر) باز مى گردد.


    عبدالوهّاب بن احمد شافعى مصرى ، مشهور به شعرانى (متوفّى به سال 397 ق )، در كتاب المنن ، باب دهم ، نقل مى كند:


    نزديك مسجد جامع دمشق ، بقعه و مرقدى وجود دارد كه به مرقد حضرت رقيّه عليهاالسلام دختر امام حسين عليه السلام معروف است . بر روى سنگى واقع در درگاه اين مرقد، چنين نوشته است :


    هذَا البَيْتُ بُقْعَةٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النّبِىّ صلى الله عليه و آله و سلم وَ بِنْتُ الحُسَيْنِ الشَّهيد، رُقَيَّة عليهاالسلام

    (اين خانه مكانى است كه به ورود آل پيامبر صلى الله عليه و آله سلم و دختر امام حسين عليه السلام ، حضرت رقيّه عليهاالسلام شرافت يافته است ). (10)


    آيا تاريخ پيش از اين زمان (397 ق )نيز ردّپايى از رقيّه عليهاالسلام نشان مى دهد؟ بلى :


    [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  14. #14
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]

    3
    مورّخ خبير و ناقد بصير، عمادالدين حسن بن على بن محمّد طبرى ، معاصر خواجه نصيرالدين طوسى ، در كتاب پر ارج كامل بهائى نقل مى كند كه :

    زنان خاندان نبوّت در حالت اسيرى حال مردانى را كه در كربلا شهيد شده بودند بر پسران و دختران ايشان پوشيده مى داشتند و هر كودكى را وعده مى دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است باز مى آيد، تا ايشان را به خانه يزيد آوردند. دختركى بود چهارساله ، شبى از خواب بيدار شد و گفت : پدر من حسين كجاست ؟ اين ساعت او را به خواب ديدم . سخت پريشان بود. زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست .


    يزيد خفته بود، از خواب بيدار شد و از ماجرا سؤ ال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنين است . آن لعين در حال گفت : بروند سر پدر را بياورند و در كنار او نهند.
    پس آن سر مقدّس را بياوردند و در كنار آن دختر چهارساله نهادند.


    پرسيد اين چيست ؟ گفتند: سر پدر توست . آن دختر بترسيد و فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد. (11)


    علاء الدين طبرى اين كتاب كم نظير را در سال 567 ه* - . تاءليف كرده ، و در نگارش آن از منابع باارزش فراوانى استفاده نموده كه متاءسّفانه اغلب آنها به دست ما نرسيده است ؛ برخى در كشاكش روزگار از بين رفته ، و برخى ديگر به دست دشمنان اهل بيت عليهم السلام طعمه حريق شده است .


    مرحوم محدّث قمى (12) مى نويسد: كتاب كامل بهائى ، نوشته عماد الدين طبرى ، شيخ عالم ماهر خبير متدرّب نحرير متكلّم جليل محدّث نبيل و فاضل فهّامه ، كتابى پرفايده است كه در سنة 675 تمام شده و قريب به 21 سال همت شيخ مصروف بر جمع آورى آن بوده ، اگر چه در اثناى آن چند كتاب ديگر تاءليف كرده است .


    سپس مى افزايد: از وضع آن كتاب معلوم مى شود كه نُسَخِ اصول و كتب قدماى اصحاب نزد او موجود بوده است . آنگاه اشاره مى كند كه يكى از آن منابعِ از دست رفته ، كتاب پرارج الحاوية در مثالب معاويه است كه تاءليف قاسم بن محمّد بن احمد ماءمونى ، از علماى اهل سنّت مى باشد، و عماد الدين طبرى سرگذشت اين دختر سه ساله را از آن كتاب نقل كرده است .

    پبدينگونه ، سابقه اشاره به ماجراى حضرت رقيّه عليهاالسلام در تاريخ ، به حدود هفت قرن و نيم پيش از زمان ما باز مى گردد.

    آيا باز هم مى توان پيشتر رفت و نامى از رقيّه عليهاالسلام به عنوان دختر امام حسين عليه السلام - در اعماق تاريخ سراغ گرفت ؟ باز هم جواب مثبت
    است .


    [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  15. #15
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]4
    ماءخذ كهنترى كه در آن ، ضمن شرح جريانات عاشورا، نامى از حضرت رقيّه عليهاالسلام به ميان آمده ، كتاب مشهور لهوف نوشتة محدّث و مورّخ جليل القدر، آية الله سيدبن طاووس (متوفّاى 664 ه- . ق ) است كه اطلاع و احاطه بسيار او به متون حديثى و تاريخى اسلام و شيعه ، ممتاز و چشمگير است .


    سيد مى نويسد: حضرت سيّدالشهداء عليه السلام زمانى كه اشعار معروف ((يا دهر اُفّ لك من خليل ...)) را ايراد فرمود و زينب و اهل حرم عليهنّ السلام فرياد به گريه و ناله برداشتند، حضرت آنان را امر به صبركرده و فرمود:


    ((يا اختاه يا امّ كلثوم ، و اءنتِ يا زينب ، و اءنتِ يا رقيّة ، و اءنتِ يا فاطمة ، و اءنتِ يا رباب ، اُنْظُرْنَ إ ذا اءنا قُتِلْتُ فلا تشققن على جَيْبا و لا تخمشن علىّ وجها ولا تقلن على هجرا.)) (13)


    يعنى خواهرم ام كلثوم ، و تو اى زينب ، و تو اى رقيّه ، و تو اى فاطمه ، و تو اى رباب ، زمانى كه من به قتل رسيدم در مرگم گريبان چاك نزنيد و روى نخراشيد و كلامى ناروا (كه با رضا به قضاى الهى ناسازگار است ) بر زبان نرانيد.


    مطابق اين نقل ، نام حضرت رقيّه بر زبان امام حسين عليه السلام در كربلا جارى شده است .


    مؤ يّد اين نقل ، مطلبى است كه سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى ، متوفّاى 1294ه-. در كتاب ينابيع المودّة ص 333-335 به نقل از مقتل مسمّى به ابومخنف آورده است .


    مقتل منسوب به ابومخنف مطابق نقل قندوزى (ينابيع المودّة : ص 346 و احقاق الحق :11/633) پس از شرح كيفيّت شهادت طفل شش ماهه مى گويد:


    ثُم نادى : يا اُم كُلثومَ، وَ يا سَكينةُ، و يا رقية ، وَ يا عاتِكَةُ وَيا زينب ؛ يا اءهلَ بَيتى عليكنّ مِنّى السَّلامُ)):


    ((آنگاه فرياد برآورد: اى اُمّكلثوم ، اى سكينه ، اى رقيّه ، اى عاتكه ، اى زينب ، اى اهل بيت من ، من نيز رفتم ، خداحافظ)). (14)

    آيا مى توان به همين گونه ، سيرِ تقهقر در تاريخ را ادامه داد و مدركى قديميتر كه در آن از رقيّة بنت الحسين عليهما السلام ياد شده باشد، باز جست ؟



    [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  16. #16
    مدیر ارشد انجمن طهورا طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0

    Re: ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩


    [JUSTIFY]
    5
    بر آشنايان به تاريخ اسلام و تشيّع ، پوشيده نيست كه شيعه ، يك گروه ((ستمديده و غارت زده )) است ؛ گروهى است كه در طول تاريخ ، بارها و بارها هدف هجوم و تجاوزهاى وحشيانه قرار گرفته ، پيشوايان دين و رجال شاخصش شهيد گشته ، و آثار علمى و تاريخيش سوزانده شده است

    (بنگريد به : كتابسوزى مشهور محمود غزنوى در رى به سال 423 ق ، كشتار و كتابسوزى طغرل در بغداد عصر شيخ طوسى ، داستان حَسَنَك وزير و دربدرى فردوسى و... كشتارها و كتابسوزيهاى ((جَزّار)) حاكم مشهور عثمانى در شامات ، در جنوب لبنان و...).

    شيعه ، در گذر از درازناى اين تاريخ پردرد و رنج ، اولا مجال ثبت بسيارى از حوادث تاريخى را- چنانكه شايد و بايد - نداشته و ثانيا بخشى قابل ملاحظه از آثار و مآخذ تاريخى خويش را (بويژه آن دسته از ((اطلاعات مكتوبى )) كه حاكى از پيشينه مظلوميت كم نظير شيعه و قساوت و مظالم حكومتهاى جور مى باشد) از دست داده است و آنچه برايش مانده ، تنها بخشى از آن آثار مكتوب ، همراه با اطلاعاتى است كه به گونه شفاهى ، سينه به سينه نقل شده و اكنون در ذهنيّت شيعه ، به صورت ((مشهوراتى نه چندان مستند يا مجهول السند)) موجود است .

    بيجهت نيست كه اطلاعات مكتوب و مستند ما درباره سرنوشت شخصيتى چون زينب كبرى عليهاالسلام پس از بازگشت به مدينه از شام (با وجود جلالت قدر و نقش بسيار مهم آن حضرت در نهضت عاشورا) بسيار كم و تقريبا در حد صفر است و با چنين وضعى تكليف ديگران (همچون ام كلثوم و رقيّه عليهماالسلام ) ديگر معلوم است .
    در چنين شرايطى ، وظيفه محققان تيزبين و فراخ حوصله (كه خود را با نوعى گسست و انقطاع تاريخى يا كمبود اطلاع نسبت به جزئيات ، روبرو مى بينند)

    چيست ؟ راهى كه برخى از محقّقان يا محقّق نمايان در اين گونه موارد برمى گزينند، قضاوت عجولانه درباره موضوع ، و احيانا نفىِ اطلاعات و مشهورات موجود به بهانه برخى ((استحسانات و استبعاداتِ قابل بحث )) يا ((عدم ابتناى اطلاعات مزبور بر مستندات قوى )) است ، كه گاه ژستى از روشنفكرى از نيز به همراه دارد.


    [/JUSTIFY]



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید