+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 21 , از مجموع 21

موضوع: نامه های حضرت علی (ع)

  1. #17
    Senior Member hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    549
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    پاسخ : نامه های حضرت علی (ع)

    نامه 58
    [3] از نامه های امام عليه السلام که به اهالی شهرها نوشته و جريان صفين را بيان داشته
    است . [4] آغاز کار اين بود که ما با اهل شام روبرو شديم و ظاهر حال اين
    بود که پروردگار ما يکی [5] پيامبرمان يکی و در دعوت به اسلام متحديم [6] نه
    ما از آنها خواستار بيش از ايمان به خدا و تصديق پيامبر بوديم و نه
    آنها از ما [7] ما در همه جهت يکی بوديم تنها اختلاف در مورد خون
    عثمان بود . در حاليکه ما از آن بری بوديم و دست ما به آن آلوده
    نشده بود ما گفتيم [8] بيائيد امروز با فرونشاندن آتش فتنه و آرام ساختن
    مردم چيزی را درمان کنيم که پس از اين به دست نخواهد آمد [9] تا آنکه
    امر خلافت محکم و جمعيت مسلمانها متحد گردد و قدرت پيدا کنيم که حق
    را در جای خود قرار دهيم . [10] اما آنها پاسخ دادند ما اين درد را با
    دشمنی و زور مداوا خواهيم کرد [ آری ] آنها سر باز زدند تا جنگ
    بالهايش را گشود و در ميدان ثابت و مستقر گرديد [11] شعله هايش بالا گرفت
    و قوی و نيرومند شد . هنگامی که دندان جنگ در بدن ما و آنها فرو
    نشست [12] و چنگالهايش در وجود ما و آنها قرار گرفت پاسخ آنچه ما آنان
    را به سوی آن دعوت مي کرديم دادند [13] و حاضر به گفتگو شدند . ما نيز
    درخواست آنها را پذيرفتيم . [ با اينکه مي دانستيم باز هم آنها برای
    دست يافتن به حق تن به اين کار نداده اند بلکه قصد فريب دارند ] با
    سرعت به آن پاسخ داديم [14] تا حجت بر آنها روشن شود و عذرشان قطع گردد
    [15] و تا هر کس از آنها پايبند به اين پيشنهاد شود خداوند او را از هلاکت
    نجات داده و کسيکه لجاجت کند و پافشاری نمايد 000 [1] معلوم گردد
    پيمان شکنی است که خدا پرده بر قلبش افکنده و حکومت خودکامگان بر سر
    او سايه انداخته است .


    نامه 59
    [2] از نامه های امام عليه السلام به اسودبن قطبه رئيس سپاه حلوان
    [ از ايالات فارس ] . [3] اما بعد زمامدار اگر دنبال هوا و هوسهای پی
    در پی خويش باشد غالبا او را از عدالت باز مي دارد [4] بنابراين امور
    مردم از نظر حقوق بايد نزد تو مساوی باشد چرا که هيچگاه جور و ستم
    جانشين عدالت نخواهد شد [5] از آنچه برای خود نمي پسندی اجتناب کن و نفس
    خويش را در برابر آنچه خداوند بر تو واجب ساخته به اميد ثوابش و
    همچنين از ترس کيفرش به خضوع و تسليم وادار [6] و بدان که دنيا سرای
    آزمايش است که هر کس ساعتی در آن فراغت يابد و دست از کار بکشد
    همين ساعت بيکاری موجب حسرت و پيشمانی او در قيامت خواهد شد . [7] و
    بدان که هيچ چيز تو را از حق بي نياز نخواهد ساخت . [8] از جمله حقوقی که
    بر تو فرض و واجب است کنترل هوسهای خويش مواظبت رعايا و رسيدگی
    توام با تلاش به کارهای آنهاست . [9] در اين راه آنچه از منافع عايد تو
    مي شود برای تو از مشکلات و ناراحتيهائی که متحمل مي گردی به مراتب
    سودمندتر است والسلام


    نامه 60
    [10] از نامه های امام عليه السلام به فرمانداران و بخشداران شهرهائی که
    لشکر از آنها عبور مي کند . [11] فرمانی است از ناحيه بنده خدا علی
    اميرمؤمنان [ عليه السلام ] به تمام کارگزاران خراج و فرمانداران
    شهرستانهائی که سپاه از منطقه آنها گذر مي کند 000 [1] اما بعد من
    سپاهيانی را برای نبرد بسيج کردم که با خواست خدا از آباديهای شما
    مي گذرند [2] و آنها را به آنچه خداوند بر آنها واجب کرده توصيه نموده ام .
    به آنان گفته ام که از آزار مردم و ايجاد ناراحتيها و مشکلات خودداری
    کنند [3] و من بدين وسيله در برابر شما و کسانيکه در پناه شما هستند از
    مشکلاتی که سپاهيان به وجود مي آورند از خود رفع مسک وليت مي کنم [ که
    آنها حق رساندن هيچگونه زيان را به کسی ندارند ] جز اينکه آنها سخت
    گرسنه شوند [4] و راهی برای سيرکردن خود نيابند . بنابراين اگر کسی از
    آنها چيزی را از روی ستم از افراد گرفت وظيفه داريد او را در برابر
    عملش کيفر کنيد . [5] [ و شما را نيز توصيه مي کنم که ] جلوی زيانهای
    اشرار و بي خردان منطقه خود را نسبت به سپاهيان بگيريد . و جز در آن
    موارد که استثنا کردم متعرض آنان نشويد . [6] من خود پشت سر سپاه در
    حرکتم . شکايات خود را پيش من آوريد در آن موارديکه آنها بر شما
    چيره شده اند [7] و شما قدرت دفع آن را جز با کمک خداوند و من نداريد به
    من مراجعه کنيد . که من به کمک خداوند آنرا تغيير مي دهم و دگرگون
    مي سازم انشاءالله .


    نامه 61
    [8] از نامه های امام عليه السلام به کميل ابن زيادنخعی فرماندار هيت
    از آباديهای کشور عراق و [ امام در اين نامه او را ملامت مي کند که
    چرا با لشکريان غارتگر دشمن که از آن منطقه عبور کرده اند مقابله نکرده
    است ] [9] اما بعد سستی انسان در انجام آنچه بر عهده او گذارده شده و
    اصرار برانجام آنچه در وظيفه او نيست يک ناتوانی روشن و نظريه باطل
    و هلاک کننده است [10] تو به اهل قرقيسا حمله کرده ای ولی مرزهائی را که
    حفظش بر عهده تو گذارده ايم [11] بي دفاع رها ساخته ای اين کار يک فکر
    نادرست و بيهوده است . [12] تو در حقيقت پلی شده ای برای دشمنانی که
    مي خواهند بر دوستانت دست غارت بگشايند [13] نه بازوی توانائی داری نه
    هيبت و ترسی در دل دشمن ايجاد مي کنی 000 [1] نه مرزی را حفظ مي کنی و نه
    شوکت دشمنی را درهم مي شکنی نه اهل شهر و ديارت را کفايت مي کنی و از
    آنان به خوبی دفاع مي نمائی و نه امير و پيشوايت را از دخالت در آنجا
    بي نياز مي سازی
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  2. #18
    Senior Member hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    549
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    پاسخ : نامه های حضرت علی (ع)

    نامه 62
    [2] از نامه های امام عليه السلام که همراه مالک برای اهل مصر فرستاد
    زمانی که استانداری آنجا را به او واگذار نمود . [3] اما بعد خداوند
    سبحان محمد صلی الله عليه و آله و سلم را فرستاد تا بيم دهنده جهانيان
    و گواه و حافظ آئين انبيای او باشد . [4] چون او که درود بر او باد
    از جهان رخت بربست مسلمانان درباره امارت و خلافت بعد از او به
    منازعه برخاستند . [5] به خدا سوگند هرگز فکر نمي کردم و به خاطرم خطور
    نمي کرد . [6] که عرب بعد از پيامبر امر امامت و رهبری را از اهل بيت او
    بگردانند [ و در جای ديگر قرار دهند و باور نمي کردم ] [7] آنها آن را از
    من دور سازند [8] تنها چيزی که مرا ناراحت کرد اجتماع مردم اطراف فلان
    بود که با او بيعت کنند [9] دست بر روی دست گذاردم تا اينکه با چشم
    خود ديدم گروهی از اسلام بازگشته [10] و مي خواهند دين محمد صلی الله عليه و
    آله و سلم را نابود سازند . [11] [ در اينجا بود ] که ترسيدم . اگر اسلام و
    اهلش را ياری نکنم بايد شاهد نابودی و شکاف در اسلام باشم [12] که مصيبت
    آن برای من از رهاساختن خلافت و حکومت بر شما بزرگتر بود چرا که اين
    بهره دوران کوتاه زندگی دنيا است [13] که زايل و تمام مي شود . همانطور که
    سراب تمام مي شود و يا همچون ابرهائی که از هم مي پاشند . [14] پس برای
    دفع اين حوادث به پا خاستم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين
    پابرجا و محکم گرديد . [1] قسمتی ديگر از اين نامه است . به خدا
    سوگند اگر من تنها با آنها [ دشمنان ] روبرو شوم در حاليکه آنها تمام
    روی زمين را پر کرده باشند نمي ترسم و باکی ندارم [2] من آن گمراهی را که
    آنها در آن هستند و هدايتی را که خودم بر آن هستم [3] با چشم خود مي بينم و
    با يقين به پروردگارم پا برجا مي باشم من مشتاق ملاقات پروردگارم
    هستم . [4] و به پاداشش اميدوارم ولی از اين اندوهناکم که سرپرستی حکومت
    اين امت به دست اين بي خردان و نابکاران افتد . [5] بيت المال را به
    غارت ببرند آزادی بندگان خدا را سلب کنند و آنها را برده خويش
    سازند [6] با صالحان نبرد کنند و فاسقان را همدستان خود قرار دهند . [7] در
    اين گروه بعضی هستند که شراب نوشيده و حد بر او جاری شده [8] و برخی از
    آنان اسلام را نپذيرفتند تا برای آنها عطائی تعيين گرديد [9] و اگر بخاطر
    اين جهات نبود اين اندازه شما را برای قيام و نهضت تشويق نمي کردم و
    به سستی در کار سرزنش و توبيخ نمي نمودم . و در گردآوری و تشويقتان
    نمي کوشيدم .[10] و اگر ابا و سستی مي نموديد رهاتان مي ساختم .[11] آيا نمي بينيد
    اطراف شما را گرفته اند و شهرهای شما را تحت تسلط خود در آورده اند ؟
    [12] آيا نمي بينيد کشورهای شما تسخير شده و شهرهای شما به ميدان جنگ تبديل
    گشته است ؟ [13] خدای شما را رحمت کند برای نبرد با دشمن کوچ کنيد
    شانه از زير بار نبرد تهی نکنيد و سستی و تنبلی به خود راه ندهيد [14] که
    زيردست خواهيد شد و تن به ذلت و خواری خواهيد داد و بهره زندگی شما
    از همه پست تر خواهد بود [15] برادر جنگجو هميشه بيدار است و آن کس که
    بخوابد دشمن از تعقيب او نخواهد خفت . والسلام


    نامه 63
    [1] از نامه های امام عليه السلام اين نامه را امام عليه السلام به
    ابوموسي اشعری فرماندار کوفه به هنگامی نوشت که به او خبر رسيد
    ابوموسی اهل کوفه را از حرکت در همراهی آن حضرت برای جنگ جمل باز
    داشته است . [2] از بنده خدا علی اميرمؤمنان به عبدالله بن قيس
    [ ابوموسي اشعری ] . [3] اما بعد سخنی از تو به من گزارش داده اند که هم به
    سود تو است و هم به زيان تو هنگامی که فرستاده من بر تو وارد مي شود
    فورا دامن بر کمر زن [4] و کمربندت را محکم ببند و از خانه ات بيرون آی
    [5] از کسانی که با تو هستند دعوت نما، اگر حق را يافتی و تصميم خود را
    گرفتی آنها را بسوی ما بفرست و اگر سستی را پيشه کردی از مقام خود
    دور شو . [6] به خدا سوگند هر کجا و هر چه باشی به سراغت خواهند آمد
    دست از تو بر نخواهند داشت و رهايت نخواهند ساخت تا گوشت و
    استخوان و تر و خشکت را به هم درآميزند . [7] [ اين کار را انجام ده پيش
    از آنکه ] در بازنشستگی و برکناريت تعجيل گردد [8] و از آنچه پيش روی
    توست همانگونه خواهی ترسيد که از پشت سر [ آنچنان برتو سخت گيرند
    که سراسر وجودت را خوف و ترس فراگيرد و در دنيا همانقدر وحشتزده
    خواهی شد که در آخرت ] اين حادثه آنچنان که فکر مي کنی کوچک و ساده
    نيست [9] بلکه حادثه بسيار بزرگی است که بايد بر مرکبش سوار شد و
    مشکلات و سختيهايش را هموار ساخت . و کوههای ناصافش را صاف نمود
    [10] پس انديشه خود را به کارگير و مالک کار خويش باش و بهره و
    نصيبت را درياب [11] و اگر برای تو خوشايند نيست کنار رو بدون کاميابی
    و رسيدگی به راه رستگاری . اگر تو خواب باشی ديگران وظيفه ات را
    انجام خواهند داد [12] و آنچنان به دست فراموشی سپرده شوی که نگويند فلانی
    کجا است ؟ به خدا سوگند اين راه حق است و به دست مرد حق انجام
    مي گردد . و من باکی ندارم که خدانشناسان چکار مي کنند . والسلام



    نامه 65
    [13] از نامه های امام عليه السلام به معاويه [14] اما بعد زمان آن
    فرارسيده که از مشاهده امور با چشم صحيح بهره مند گردی [15] تو با ادعاهای
    باطل همان راه نياکان خود را مي پيمائی 000 [1] خود را در دروغ و فريب
    مي افکنی آنچه بالاتر از شان تو است به خود نسبت مي دهی [2] و به آنچه
    نمي رسی و از تو منع شده دست مي افکنی همه اين کارها بخاطر فرار از زير
    بار حق [3] و انکارکردن آنچه از گوشت و خون برای تو لازمتر است مي باشد
    [ يعنی ايمان و بيعت با امام معصوم ] همان چيزی که گوش تو شنيده [4] و به
    خوبی از آن آگاهی . آيا بعد از روشن شدن راه حق جز گمراهی آشکار چيزی
    هست ؟ [5] و آيا بعد از بيان واضح چيزی جز مغلطه اندازی و اشتباه کاری
    تصور مي شود ؟ از اشتباه اندازی و غلطکاريها بپرهيز [6] زيرا از دير زمان
    فتنه پرده های سياه خود را گسترده و با تاريکی خود ديده هائی را نابينا
    کرده است . [7] نامه ای از تو به من رسيده که سراسر آن پشت هم اندازی بود
    در آن از صلح و خيرخواهی خبری نبود [8] در اساطير و سخنان افسانه اي ات هيچ
    اثری از دانش و بردباری به چشم نمي خورد [9] تو همچون کسی هستی که در زمين
    سست و صعب العبور گام گذارده و يا همچون کسی که در تاريکی دخمه های
    زيرزمينی راه خود را گم مي کند . [10] تو مي خواهی به نقطه ای برسی که از
    مرتبه ات بسيار برتر است و مرغان لاشخور را يارای پرواز به آن نيست
    چرا که در اوج ستارگان آسمان همچون عيوق است [11] پناه به خدا که تو
    بعد از من سرپرست مسلمانان برای جلب منفعت يا دفع ضرر گردی يا من
    در اين باره برای تو نسبت به يک تن از آنان قرار و تعهدی امضاء کنم
    [12] از هم اکنون خود را درياب و برای خويش چاره انديش [13] زيرا اگر
    کوتاهی کنی و برای کوبيدنت بندگان خدا بپاخيزند درهای چاره به رويت
    بسته خواهد شد [14] و چيزی که امروز از تو مورد قبول است فردا نخواهند
    پذيرفت . والسلام


    نامه 66
    [1] از نامه های امام عليه السلام به عبدالله ابن عباس اين نامه به
    صورت ديگری نيز قبلا آمده است . [2] اما بعد بسيار مي شود که انسان از
    يافتن چيزی که هرگز از او فوت نمي شد خشنود مي گردد [3] [ و بعکس ] از
    فوت منفعتی که هرگز نصيب او نمي گرديد اندوهناک مي شود مواظب باش
    که بهترين و برترين چيز نزد تو رسيدن به لذات دنيا و يا انتقام از
    دشمن نباشد [4] بلکه بايد بهترين امور نزد تو خاموش کردن آتش باطل و يا
    زنده کردن حق باشد [5] تنها به چيزی که از پيش فرستاده ای خوشحال باش و
    تاسفت از آن چيزی که به جای مي گذاری و بايد تمام هم تو معطوف به
    جهان پس از مرگ باشد .
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  3. #19
    Senior Member hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    549
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    پاسخ : نامه های حضرت علی (ع)

    نامه 67
    [6] از نامه های امام عليه السلام به قثم ابن عباس فرماندار مکه . [7] اما
    بعد در اقامه حج مردم را راهنما باش و روزهای خدا را به ياد آنها
    آر صبح و عصر برای رسيدگی به امور آنان بنشين [8] به کسانی که پرسشی دارند
    پاسخ ده جاهلان را بياموز و با دانشمندان مذاکره کن [9] در بين تو و مردم
    بايد واسطه و سفيری جز زبانت و حاجب و پرده ای جز چهره ات نباشد
    [10] افرادی که با تو کار دارند از ملاقات با خود محروم مساز اگر آنها را
    در ابتداء از در خانه ات برانند حل مشکلشان بعدا جبران آنرا نخواهد
    کرد . [11] اموالی که در نزد تو گرد آمده و مربوط به خدا است به دقت در
    مصرف آنها بنگر و آن را به مصرف عيالمندان و گرسنگان ، کسانيکه در
    محل هستند بکن 000 [1] آنچنان که به طور صحيح به دست فقرا و نيازمندان
    برسد [2] و مازاد آنرا نزد ما بفرست تا بين کسانيکه در اينجا هستند تقسيم
    کنيم . [3] به مردم مکه دستور ده تا از کسانيکه در اين شهر مسکن
    مي گزينند اجاره بها نگيرند زيرا خداوند مي فرمايد : [4] در اين سرزمين
    کسانی که مقيم هستند و آنها که از بيرون مي آيند مساويند [ سواء
    العاکف فيه و الباد ] منظور از عاکف کسی است که مقيم در آنجا
    است [5] و از بادی کسی که از نقاط ديگر به قصد حج به مکه مي آيد .
    خداوند ما و شما را توفيق انجام اعمال نيک که موجب رضای او است
    عنايت کند . والسلام


    نامه 68
    [6] از نامه های امام عليه السلام به سلمان فارسی پيش از خلافتش [7] اما
    بعد دنيا به مار مي ماند ظاهرش نرم و زيبا ولی زهرکشنده در درون
    دارد [8] بنابراين از هر چيزی از دنيا که جلب توجه تو را مي کند اعراض
    کن زيرا بزودی از تو جدا خواهد شد و مدت کمی مصاحب تو بيش نخواهد
    بود هم و غم آنرا از خود بنه [9] چرا که يقين به فراق و دکرگونی حالات آن
    داری آنگاه که به آن سخت انس گرفتی [10] در همان حال به شدت از آن بر
    حذر باش زيرا در همان زمان که انسان در آن به خوشحالی مطمئن مي شود
    او را به طرف محذور و مشکلات مي فرستد .[11] و هر زمان که به آن سخت انس
    مي گيرد او را در وحشت و هراس قرار خواهد داد . والسلام


    نامه 69
    [1] از نامه های امام عليه السلام به حارث همدانی [2] به ريسمان قرآن
    چنگ زن و از آن اندرز بخواه حلالش را حلال بشمر و حرامش را حرام [3] آنچه
    از حقايق زندگی پيشينيان در قرآن آمده است تصديق کن از [ حوادث ]
    گذشته دنيا برای باقيمانده آن عبرت گير [4] چرا که بعضی از آن شبيه بعضی
    ديگر است و پايانش به نخستين آن ملحق مي گردد اما تمام آن گذرا و
    ناپايدار است . [5] نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق از او نام مبر
    [6] بسيار زياد به ياد مرگ و عالم بعد از آن باش . هرگز آرزوی مرگ مکن
    مگر با شرائط مورد اعتماد [ به اين شرط که خود را اهل نجات بدانی ] .
    [7] از هر عملی که تو را خشنود و مسلمانان را ناپسند آيد بر حذر باش [8] و از
    هر کاری که پنهانی انجام مي شود و در ظاهر از آن شرم داری پرهيز کن
    [9] از اعمالی که اگر از کننده اش پرسش شود انکار مي کند و يا پوزش
    مي طلبد اجتناب نما [10] آبروی خود را هدف تيرهای سخنان مردم قرار مده و
    تمام آنچه را مي شنوی برای مردم بازگو مکن [ چرا که راست و دروغ با هم
    مخلوط است ] [11] اين تو را به دروغ آلوده مي کند . و نيز تمام آنچه را
    برای تو نقل مي کنند تکذيب منما زيرا اين برای نادانی تو بس است
    [12] خشمت را فرو خور به هنگام قدرت گذشت پيشه کن و هنگام خشم بردبار .
    [13] آنگاه که حکومت در دست تو است عفو و مدارا کن تا عاقبت خوب برای
    تو باشد . هر نعمتی که به تو داد نيکو دار [14] و هيچ نعمتی از نعمتها را
    ضايع و تباه مساز و بايد اثر نعمتهائی که خدا به تو داده در تو ديده
    شود .[15] بدان برترين مؤمنان کسانی هستند که خود خاندان و اموالشان را
    در راه خدا تقديم کنند و از همه در اين راه پيشگام تر باشند . [1] زيرا هر
    چه از کارهای خير را پيش فرستی برای تو ذخيره خواهد شد . و آنچه
    باقی گذاری خيرش برای ديگران خواهد بود . [2] از يارانی که در فکر و نظر
    ضعيفند و عمل آنها ناشايسته است برحذر باش زيرا مقياس سنجش
    شخصيت هر کس را يارانش تشکيل مي دهند [3] در شهرهای بزرگ مسکن گزين
    زيرا آنجا مرکز اجتماع مسلمانان است . [4] و از اقامتگاههائی که اهل
    غفلت و جفا هستند و ياران مطيع خدا در آن کمند بپرهيز فکرت را به
    چيزی مشغول دار که از آن بهره مي بری [5] از مراکز نشستن عمومی در بازارها
    بپرهيز زيرا آنجا محل حضور شيطان و انگيزش فتنه ها است . [6] به افراد
    پائين تر از خود توجه داشته باش که اين خود شکر برتری تو بر آنها است .
    [7] در روز جمعه پيش از ادای نماز مسافرت مکن مگر برای جهاد در
    راه خدا و يا در کاری که به راستی معذور هستی . [8] در تمام اعمالت مطيع
    فرمان خدا باش زيرا اطاعت فرمان خدا از هر کاری بهتر است . [9] در
    انجام عبادت با خود مدارا کن و خويشتن را بر آن مجبور منما بلکه
    بکوش آن را توام با نشاط و در وقت فراغت انجام دهی [10] مگر فرائضی که
    بر تو حتم است و بهر حال بايد آنها را به انجام رسانی تعهد خود را به
    موقع اداء کنی [11] و بترس از آنکه مرگ گريبانت را بگيرد و تو از خدايت
    فرار کرده و در طلب دنيا باشی [12] از همنشينی بدان بپرهيز که بدی بدی آرد
    [13] خدای را محترم شمار و دوستان خدا را دوست بدار . و از خشم برحذر باش
    که آن از لشکريان ابليس است . والسلام

    نامه 70
    [1] از نامه های امام عليه السلام به سهل بن حنيف فرماندار مدينه
    درباره گروهی که به معاويه ملحق شده بودند [2] اما بعد به من خبر رسيده
    که افرادی از قلمرو تو مخفيانه به معاويه پيوسته اند [3] بر اين تعداد
    که از دست داده ای و از کمک آنان بي بهره مانده ای افسوس مخور [4] برای
    آنها همين گمراهی بس که از هدايت حق به سوی کوردلی و جهل شتافته اند
    و اين برای تو مايه آرامش خاطر است . [5] آنها دنياپرستانی هستند که با
    سرعت به آن روی آورده اند [6] در حاليکه عدالت را به خوبی شناخته و ديده
    و گزارش آنرا شنيده اند [7] و بخاطر سپرده اند که همه مردم در نزد ما و در
    آئين حکومت ما حقوق برابر دارند آنها از اين برابری به سوی خودخواهی
    و تبعيض و منفعت طلبی گريخته اند . [8] دور باشند از رحمت خدا [9] به خدا
    سوگند آنها از ستم نگريخته اند و به عدل روی نياورده اند . [10] و ما
    اميدواريم که در اين راه خداوند مشکلات را بر ما آسان سازد . و سختيها
    را هموار انشاءالله . والسلام
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  4. #20
    Senior Member hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    549
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    پاسخ : نامه های حضرت علی (ع)

    نامه 71
    [11] از نامه های امام عليه السلام به منذربن جارودعبدی که در کار
    فرمانداری خويش خيانت کرده بود . [12] اما بعد شايستگی پدرت مرا
    نسبت به تو گرفتار خوشبينی ساخت و گمان کردم تو هم پيرو هدايت او
    هستی 000 [1] و از راه او مي روی . ناگهان به من خبر دادند که تو در پيروی
    از هوا و هوس فروگذار نمي کنی [2] و برای آخرتت چيزی باقی نگذاشته ای .
    دنيايت را با ويرانی آخرت آباد مي سازی . [3] و پيوندت را با
    خويشاوندانت به قيمت قطع دينت برقرار مي کنی . اگر آنچه از تو به من
    رسيده درست باشد [4] شتر [ بارکش ] خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر
    است و کسی که همچون تو باشد نه شايستگی اين را دارد که حفظ مرزی را
    به او بسپارند [5] و نه کاری به وسيله او اجرا شود يا قدرش را بالا برند و
    يا در امانتی شريکش سازند [6] و يا در جمع آوری حقوق بيت المال به او
    اعتماد کنند به مجرد رسيدن اين نامه به سوی من حرکت کن انشاءالله .
    [7] شريف رضی مي گويد : منذر اين جارود همان کسی است که اميرمؤمنان
    عليه السلام درباره اش فرمود : او آدم متکبری است پی در پی به اين
    طرف و آن طرفش مي نگرد همچون متکبران گام برمي دارد و مواظب است بر
    کفشش گرد و غبار ننشيند



    نامه 72
    [8] از نامه های امام عليه السلام به عبدالله بن عباس .[9] اما بعد تو بر
    اجل و سرآمدت پيشی نمي گيری و از آنچه روزی تو نيست قسمت تو
    نمي گردد . [10] بدان دنيا دو روز است روزی به سود تو و روزی به زيانت
    دنيا خانه متغير و پر تحولی است . [11] آنچه از منافع قسمت توست به
    سراغ تو مي آيد هر چند ضعيف باشی . و آنچه هم بر زيان توست
    گريبانت را مي گيرد هر چند قوی باشی و قدرت دفع آن را نخواهی داشت


    نامه 73
    [1] از نامه های امام عليه السلام به معاويه [2] اما بعد من در اينکه
    مکرر گوش به نامه های تو فراداده و پاسخ نوشته ام [3] خود را تخطئه و
    سرزنش مي نمايم . در آن هنگام که تو از من خواسته هائی [ همچون حکومت
    شام ] داری [4] و مرتبا نامه نگاری مي کنی به کسی مي مانی که به خواب سنگينی
    فرو رفته و خوابهای دروغينش او را تکذيب مي کنند [5] و يا همچون کسی که
    مقام بر دوشش سنگينی مي نمايد و نمي داند که آينده به سود اوست يا
    به زيانش . [6] گر چه تو آن شخص نيستی اما شبيه او هستی . به خدا سوگند
    اگر نبود علاقه به باقي ماندن مؤمنان پاک دل [7] ضربه کوبنده ای از من به
    تو مي رسيد که استخوانت را خرد و گوشتت را آب کند [8] بدان که شيطان تو
    را از اينکه به کارهای خوب بپردازی بازداشته [9] [ و نمي گذارد ] به
    اندرزها گوش فرادهی . سلام بر آنها که شايسته سلامند




    نامه 74
    [10] از عهدنامه هائی است که امام عليه السلام برای قبيله ربيعه و
    يمن تنظيم فرموده و از خط هشام کلبی نقل شده است . [11] اين پيمانی
    است که اهل يمن شهريان و بيابان نشينهای آنها و ربيعه اعم از
    شهرنشين و بيابانی بر آن اتفاق کرده اند . [12] که قانون قرآن را پايبند
    باشند و به سوی آن دعوت کنند و به آن امر نمايند .[13] و هر کس آنها را
    به قرآن دعوت نمود به او پاسخ مثبت دهند آنرا به هيچ بهائی نفروشند
    و چيزی را به جای آن نپذيرند 000 [1] و متحد باشند بر ضد کسی که آنرا ترک
    کند و به مخالفت با آن برخيزد . و ياور يکديگر باشند : [2] همه يکصدا
    هرگز پيمان خويش را بخاطر گله بعضی [3] و يا خشم کسی و يا خوارشمردن و يا
    دشنام دادن بيکديگر نشکنند [4] بر اين عهد و پيمان حاضران و غايبان دانايان
    و غير دانايان بردباران و نابردباران آنها پايبندند و به آن احترام
    مي گذارند . [5] آنها با اين پيمان در برابر خداوند متعهد و مسک ولند ان
    عهد الله کان مسؤلا : [ پيمان الهی مورد بازخواست قرار خواهد گرفت ]
    [6] اين عهدنامه را علی بن ابيطالب نوشته است .



    نامه 75
    [7] از نامه های امام عليه السلام که در آغاز بيعت به معاويه نوشته .
    اين نامه را واقدی درکتاب الجمل آورده است . [8] از بنده خدا
    اميرمؤمنان به معاويه فرزند ابوسفيان : [9] اما بعد از اتمام
    حجتم درباره شما و اعراضم از شما به خوبی آگاهی داری . [10] تا آنچه شدنی
    بود واقع شد و چاره ای جز اين نبود . اين داستان سر دراز دارد و سخن
    فراوان است . [11] گذشته گذشت و آينده روی آورده است . [ سخن درباره
    اينها را فعلا بگذار ] [12] اکنون تو ماموری از تمام کسانی که در آنجا هستند
    بيعت بگيری و با گروهی از يارانت به سوی من بشتاب . والسلام
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

  5. #21
    Senior Member hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    549
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    پاسخ : نامه های حضرت علی (ع)

    نامه 76
    [1] از سفارشهای امام عليه السلام به عبدالله ابن عباس هنگامی که وي
    را به فرمانداری بصره منصوب فرمود . [2] با چهره ای باز در مجلس خود
    با مردم روبرو شو و با حکم و قضاوت [ عادلانه ] آنها را بنگر از خشم
    و غضب سخت دوری کن که انگيزه ای است از شيطان . [3] بدان آنچه تو را به
    خدا نزديک مي سازد از دوزخ دور مي کند [4] و آنچه تو را از خدا دور مي کند
    به آتش نزديک مي نمايد .


    نامه 77
    [5] از سفارشهای امام عليه السلام به عبدالله بن عباس هنگاميه وی را
    برای گفتگو نزد خوارج فرستاد [6] با آيات قرآن با آنها محاجه نکن چرا که
    قرآن [ برای اين لجوجان ] تاب معانی مختلف و امکان تفسير گوناگون
    دارد تو چيزی مي گوئی و آنها چيز ديگر [ و سخن به جائی نمي رسد ] [7] لکن با
    سنت پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم با آنها بحث نما که در
    برابر آن پاسخی نخواهند يافت [ و مجبور به تسليمند ] .


    نامه 79
    [8] از نامه های امام عليه السلام به فرماندهان لشکر هنگامی که زمام خلافت
    را به دست گرفت . [9] اما بعد هلاکت و بدبختی کسانی که پيش از شما
    بودند به دو دليل بود : نخست اينکه آنها مردم را از حق خود باز
    داشتند لذا ناچار شدند حق خويش را [ از طريق رشوه و راههای نادرست
    از ايشان ] خريداری کنند . [10] ديگر اينکه آنها مردم را به باطل سوق دادند
    و آنان از وی پيروی کردند .


    منبع :
    تبیان
    *هرکس به اندازه همتش رشد می کند*

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید