عائشه، فرمان قتل عثمان را صادر كرد:
اميرمؤمنان علي عليه السلام در نامه*اى به عائشه مى*نويسد:
وأنت يا عائشة فإنّك خرجت من بيتك عاصية للّه ولرسوله تطلبين أمراً كان عنك موضوعا، ثم تزعمين انك تريدينالاصلاح بين المسلمين،
فخبريني ما للنساء وقود الجيوش والبروز للرجال، والوقوع بين اهل القبلة وسفكالدماء المحرمة؟ ثم انك طلبت على زعمك دم عثمان،
وما انت وذاك؟ عثمان رجل من بني امية وانت من تيم،ثم بالامس تقولين في ملا من اصحاب رسول اللّه (ص): اقتلوا نعثلا قتله اللّه فقد
كفر، ثم تطلبين اليومبدمه؟ فاتقي اللّه وارجعي الى بيتك، واسبلي عليك سترك، والسلام.
و تو اى عائشه با خارج شدن از خانه*ات نافرمانى خدا و رسول كرده*اي، در پى كارى هستى كه از تو برداشته شده است، سپس
مى*گوئى قصد اصلاح بين مسلمانان را داري، به من بگو، زنان را با فرماندهى لشكر و خود نمايى در برابر مردان، و ايجاد اختلاف بين
اهل قبله و خون ريزى چه كار؟ به گمانت تو در طلب خون عثمان هستى؟ عثمان از بنو اميه است و تو از قبيله تيم، ديروز در جمع ياران
رسول خدا (ص) فرياد مى*زدى بكشيد نعثل را، خدا او را بكشد، او كافر است، وامروز به خونخواهى وى بر خواسته*اى؟ از خدا بترس و
به خانه ات برگرد وپرده خانه ات را بياويز. 1
ابن قتيبه دينورى مى*نويسد:
قالوذكروا أن عائشة لما أتاها أنه بويع لعلي وكانت خارجة عن المدينة فقيل لهاقتل عثمان وبايع الناس عليا فقالت ما كنت أبالي أن تقع
السماءعلى الأرض قتل والله مظلوما وأنا طالبة بدمه فقال لها عبيد إن أول من طعنعليه وأطمع الناس فيه لأنت ولقد قلت اقتلوا نعثلا فقد
كفر فقالت عائشة قد والله قلت وقال الناس وآخر قولي خير من أوله فقال عبيد عذر والله ضعيف يا أم المؤمنين ثم قال:
منك البداء ومنك الغير ومنك الرياح ومنك المطر
وأنت أمرت بقتل الإمام وقلت لنا إنه قد فجر
فهبنا أطعناك في قتله وقاتله عندنا من أمر
قال فلما أتى عائشة خبر أهل الشام أنهم ردوا بيعة علي وأبوا أن يبايعوه أمرت فعمل لها هودج من حديد وجعل فيه موضع عينيها ثم
خرجت ومعها الزبير وطلحة وعبد الله بن الزبير ومحمد بن طلحة.
نقل شده است، عائشه بيرون شهر مدينه بود، به وى خبر دادند، عثمان كشته شد و مردم با علي عليه السلام بيعت كرده*اند، گفت:
دور نمى*بينم كه آسمان بر زمين خراب شود، به خدا عثمان مظلوم كشته شد، من به خون خواهى او قيام خواهم كرد، عبيد در پاسخش
گفت: تو نخستين كسى بودى كه بد خواه او بودى و مردم را عليه او تحريك كردي، تو بودى كه گفتي: بكشيد نعثل را، او كافر شده است.
عائشه گفت: آري، به خدا گفتم، و مردم نيز گفتند؛ ولى رأى اخير من بهتر از اولى است. عبيد گفت: اين عذر و بهانه*ات سست و ضعيف
است، سپس به اين شعر تمثل جست و گفت:
تو از رأى و نظرت بازگشتي، طوفان بر پا كردى و همه جارا آب فرا گرفت، تو خودت فرمان كشتن خليفه را به دليل كفرش صادر كردى و ما
از تو اطاعت كرديم، پس قاتل او كسى است كه فرمان قتل را صادر كرد.
پس از رسيدن خبر تمرد شاميان از بيعت با علي عليه السلام، عائشه دستور داد هودجى از آهن ساخته شود و سوراخ*هايى در آن قرار
دهند تا بيرون را به تواند ببيند، سپس در حالى كه زبير و طلحه و عبد الله بن زبير ومحمد بن طلحه او را همراهى مى*كردند از شهر مدينه
بيرون آمد (فاجعه جنگ جمل). 2
نقش عائشه در قتل و كشته شدن عثمان آن قدر مشهور و قطعى است تا جايى كه حتى وارد فرهنگ*ها و لغت نامه*ها نيز شده است.
ابن اثير جزرى مى*نويسد:
نعثل ( ه ) في مقتل عثمان لا يمنعنك مكان ابن سلام أن تسب نعثلا كان أعداء عثمان يسمونه نعثلا تشبيها برجل من مصر كان طويل
اللحية اسمه نعثل وقيل النعثل الشيخ الأحمق وذكر الضباع ومنه حديث عائشة اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا تعني عثمان وهذا كان منها لما
غاضبته وذهبت إلى مكة.
دشمنان عثمان به او نعثل مى*گفتند، يعنى درحقيقت او را به شخصى به همين نام كه از مردم مصر و داراى ريش بلندى بود تشبيه
مى*كردند، گفته شده است نعثل به معناى پير مرد احمق است، وعائشه هم كه گفت: بكشيد نعثل را، همين را اراده كرده است.
چون اين سخن را زمانى گفت كه عثمان عائشه را ناراحت كرد تا از شدت ناراحتى به مكه رفت. 3
ابن منظور در لسان العرب مى*گويد:
نعثل: رجل من أهل مصر كان طويل اللحية، قيل: إنه كان يشبه عثمان، رضي الله عنه هذا قول أبي عبيد، وشاتمو عثمان، رضي الله عنه،
يسمونه نعثلا. وفي حديث عثمان: أنه كان يخطب ذات يوم فقام رجل فنال منه، فوذأه ابن سلام فاتذأ، فقال له رجل: لا يمنعنك مكان ابن
سلام أن تسب نعثلا فإنه من شيعته،
وكانأعداء عثمان يسمونه نعثلا تشبيها بالرجل المصري المذكور آنفا. وفي حديثعائشة: اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا تعني عثمان، وكان هذا
منها لما غاضبته وذهبت إلى مكة، وكان عثمان إذ نيل منه وعيب شبه بهذا الرجل المصري لطول لحيته ولم يكونوا يجدون فيه عيبا غير هذا.
نعثل نام مردى از مصريان است كه ريشى بلند داشت، و گفته شده است شبيه عثمان بود. و با اين اسم در حقيقت او را سرزنش
مى*كردند، روزى مشغول سخنرانى بود كه مردى سخنش را قطع كرد و به او بد گفت، ابن سلام با آن مرد مقابله كرد، شخص ديگرى به
آن مرد گفت: ابن سلام از دوستان و پيروان عثمان است و اين باعث نشود كه به عثمان ناسزا نگوئي، دشمنان عثمان، او را به همان مرد
مصرى تشبيه كرده و مى*گفتند: نعثل.
و در سخنى از عائشه نقل شده است كه گفت: بكشيد نعثل را، خدا نعثل را بكشد، و اين زمانى بود كه عثمان عائشه را ناراحت كرده
بود كه به مكه هجرت كرد. و هر كس از عثمان ناراحت بود و مى*خواست او را سرزنش كند، به جهت ريش بلندش به او نعثل مى*گفت؛
چون عيب ديگرى در او نمى*ديدند. 4
پاورقی :
1.سبط بن الجوزي الحنفي، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد اللهالبغدادي، تذكرة الخواص، ص69، ناشر: مؤسسة أهل البيت ـ بيروت، 1401هـ ـ1981م.
2.الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامةوالسياسة، ج 1، ص 48، باب خلاف عائشة رضي الله عنها على علي [عليهالسلام]، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ- 1997م؛
الشيباني، أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بنعبد الكريم (متوفاي630هـ)، الكامل في التاريخ، ج 3، ص 100، با تفاوت جزئي،تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية،1415هـ.
3.الجزري، أبو السعادات المبارك بن محمد (متوفاي606هـ)، النهاية في غريبالحديث والأثر، ج 5، ص 79، تحقيق طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي،ناشر: المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م.
4. الأفريقي المصري، محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي711هـ)، لسان العرب، ج 11، ص 670، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى.


LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول
