+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: غیبت

  1. #1
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    غیبت

    [JUSTIFY]بدانكه حقیقت غیبت آن است كه چیزى نسبت به شخصی كه شیعه باشد ذكر كنى كه اگربه گوش او برسد او را ناخوش آید و به آن راضى نباشد، خواه آن نقص، در بدناو باشد، مثل این كه بگویى: فلانى كور، یا كر، یا گنگ، یا نیم مرده، یاكوتاه، یا بلند، یا سیاه، یا زرد و امثال اینها است، یا در نسب او باشدمثل این كه بگویى: پسر فلان، فاسق، یا ظالم، یا حمال زاده، یا نانجیب ونحو اینها است. یا در صفات و افعال و اقوال او باشد مثل این كه بگویى: بدخلق، یا بخیل، یا متكبّر، یا ترسو، یا ریا كار، یا دروغ‏گو، یا دزد، یاظالم، یا پرگو، یا پرخور، یا بى‏وقت به خانه مردم مى‏رود، و نحو اینهااست، یا در چیزى باشد كه متعلق به او باشد از: لباس، یا خانه، یا مركب.چنان كه بگویى: جامه فلان كس چركین است. یا خانه او چون خانه یهودیان است.یا عمامه او مثل گنبدى است، یا بقدر گردویى است. یا كلاه او دراز است. یامركب او (جلف) است. و امثال اینها.
    و همچنین در سایر امورى كه منسوب به او باشد و به بدى یاد شود كه اگر آن را بشنود ناخوشش آید.
    همچنانكه حدیث نبوى به آن دلالت مى‏كند، فرمود: (آیا مى‏دانید كه غیبت چه چیزاست؟ عرض كردند: خدا و رسول او داناتر است. فرمود: آن است كه یاد كنىبرادر خود را به چیزى كه او را ناخوش آید. شخصى عرض كرد كه اگر آن صفت بااو باشد باز بد است؟ فرمود: اگر باشد غیبت است و الا بهتان است). (و ناممردى در خدمت آن حضرت برده شد، شخصى عرض كرد كه چه عاجز است. حضرت فرمود:غیبت رفیق خود را كردى). و روزى اسم زنى مذكور شد عایشه گفت: كوتاه قداست. جناب رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود: او را غیبت كردى). و زنىدیگر مذكور شد عایشه گفت: (آن دامن بلند است. حضرت فرمود: بیفكن از دهنخود، پس پاره گوشتى از دهن او افتاد). روزى یكى از اصحاب به دیگرى گفتفلان شخص بسیار خواب است. حضرت فرمود: گوشت برادر خود را خوردى). و آنچهدر بعضى از احادیث وارد شده كه پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - یا بعضىاز ائمّه - علیهم السّلام - مذمّت بعضى از اشخاص معیّنه را فرموده‏اند، یااز براى بیان احكام الهى بوده یا از طوایفى بوده‏اند كه غیبت آنها مستثنىاست، چنانچه ذكر آن خواهد آمد.
    غیبت به غیر زبان
    مخفى نماند كهغیبت كردن منحصر به زبان نیست، بلكه هر نوعى كه نقصى از غیر را بفهماندغیبت است، خواه به قول باشد، یا فعل، یا اشاره، یا ایماء، یا رمز، یانوشتن. مروى است كه (زنى بر عایشه وارد شد چون بیرون رفت عائشه با دست خوداشاره كرد كه این كوتاه است. حضرت فرمود كه غیبت او را كردى). و فرقى نیستدر حرمت غیبت، میان كنایه و تصریح. بلكه بسا باشد كه كنایه بدتر باشد. وغیبت به كنایه، مثل این كه گویى: الحمد للّه كه خدا ما را مبتلا نكرد بههمنشینى ظلمه. یا به حب ریاست. یا سعى در تحصیل مال. یا بگویى: نعوذ باللهاز بى‏شرمى. یا خدا ما را محافظت كند از بى‏شرمى. و غرض از اینها كنایه بهشخصى باشد كه مرتكب این اعمال باشد. و بسا كه چون خواهد كه غیبت كسى راكند از راه ریا و تشبّه به صلحا، ابتدا مدح او را مى‏كند و مذمت خود رانیز مى‏كند چنانچه مى‏گوید: فلان شخص چه بسیار خوب شخصى بود و روزگار اورا نیز مثل ما كرد و از دست شیطان خلاصى نیافت. و بعضى از غیبت كنندگانهستند كه چون مى‏خواهند غیبت مسلمانى را كنند از راه نفاق، غم و اندوه خودرا بر حال آن شخص اظهار مى‏كنند و حال این كه در دل خود، هیچ اندوهىندارند، چنان كه مى‏گویند: آه، چه قدر غصه خوردم دلم سوخت به جهت فلان شخصكه بى‏آبرو شد. یا فلان عمل از او سرزد. یا به او اهانت رسید. خدا امر اورا به اصلاح آورد. و این منافق اگر دوست او بود و غم و اندوه او را خوردپس اظهار نمی كرد و دعایى كه به او مى‏كند در خلوت می كرد. پس اظهار حزن ودعا از خباثت باطن اوست. و شیطان لعین او را بازیچه خود قرار داده، بر اوامر را مشتبه كرده و بر ریش او مى‏خندد. و حسنات او را به باد مى‏دهد. واو چنان پندارد كه خوب مى‏كند. و نمى‏داند كه تیز بینان عالم دانش و بینش،از احوال و اوضاع برون او، احوال درونش را درك مى‏نمایند.
    حمد گفتىكو، نشان حامدون نى برونت را اثر نى اندرون رو ملاف از مشك كان بوى پیازاز دم تو مى‏كند مكشوف راز و بسیارند كه غیبت مسلمانى را مى‏كنند و بعضىاز حضار نمى‏شنوند بلند مى‏گویند سبحان اللّه امّا عجب نیست چنین چیزى. تااو خوب متوجّه شود و این هر چه مى‏خواهد بگوید.
    شنونده غیبت نیز حكم غیبت كننده را دارد
    بدانكه آن كه غیبت را مى‏شنود نیز حكم غیبت كننده را دارد، همچنان كه دراحادیث وارد شده است. و همچنان كه غیبت كنندگان، افساد دارند، غیبتشنوندگان نیز چنین‏اند، زیرا آن كسى كه در حضور او غیبت مسلمانى مى‏شود یابه آن خوشحال نمى‏شود و بدش هم نمى‏آید و به این جهت منع نمى‏كند. یاخوشحال مى‏شود ولى از راه ریا و اظهار زهد تصدیق نمى‏كند، بلكه گاه استمنع مى‏كند اما در قلب طالب آن است كه منع او را نشنوند. و بسا باشدحیله‏ها برانگیزد كه آن غیبت قطع نشود، مثل این كه اظهار تعجب كند یابگوید كه من چنین نمى‏دانستم و او را نوع دیگر شناخته بودم، كه آن غیبتكننده بیشتر میل در غیبت كند. و به این سخنها او را به غیبت وا مى‏دارد. واینها همه در گناه و حكم با غیبت كننده شریك‏اند.
    خلاصه آن كه گناهشنونده غیبت، مثل غیبت كننده است، مگر این كه در مقام انكار برآید و سخنآن شخص را قطع كند. یا از مجلس برخیزد. و اگر قدرت بر اینها نداشته باشددر دل غضبناك گردد. و اگر به زبان گوید: ساكت شو، اما در دل، مایل و طالبباشد، این از اهل نفاق است. پس بر اهل دین لازم است كه چنانچه غیبتمسلمانى را بشنوند در مقام انكار برآیند و آن را رد كنند و الا مستوجبنكال مى‏گردند.
    حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود كه (هر كهمؤمنى را در نزد او ذلیل كنند و او بتواند یارى او را بكند و نكند خدا درروز قیامت او را ذلیل مى‏سازد). و فرمود: (هر كه ردّ كند از غیبت، برادرخود را و آبروى او را محافظت كند، حق است بر خدا كه در روز قیامت آبروى اورا نگاهدارد). و فرمود كه (هیچ مردى نیست كه بدى برادر مسلم او در نزد اومذكور شود و او بتواند او را جانب دارى و حمایت كند - اگر چه به یك كلمهباشد - و نكند مگر این كه خداى - تعالى - او را در دنیا و آخرت ذلیلمى‏كند. و هر كه بدى برادر مسلمش را در نزد او ذكر كنند و او یارى او كندخدا یارى او كند در دنیا و آخرت). و فرمود: (هر كه حمایت كند آبروىمسلمانى را، خدا در روز قیامت ملكى را مى‏فرستد كه او را حمایت كند).
    وفرمود: (هر كه منت گذارد بر برادر خود در خصوص غیبتى از او كه در مجلسىبشود و آن را رد كند، خداى تعالى هزار در از شرّ را در دنیا و آخرت از اودور مى‏كند. و اگر بتواند و ردّ غیبت او را نكند گناه او هفتاد مقابل آنكسى است كه غیبت كرده است).
    آیات و اخبار وارده در حرمت و مذمت غیبت
    چونحقیقت غیبت را شناختى بدان كه آن، اعظم مهلكات، و اشدّ معاصى است. و بهاجماع جمیع امت، و صریح كتاب ربّ العزه و احادیث پیغمبر - صلّى اللّه علیهو آله - و ائمّه اطهار- علیهم السلام - حرمت آن ثابت است. خداوند عزّتمى‏فرماید: ( وَ لا یَغْتَب بَعْضُكُمْ بَعْضا أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْیَأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتا فَكَرِهْتُمُوهُ [1] یعنى: (باید غیبت نكندبعضى از شما بعضى دیگر را، آیا دوست مى‏دارد یكى از شما كه بخورد گوشتبرادر خود را در حالتى كه مرده باشد؟ پس كراهت مى‏دارید شما آن امر را). واز رسول خدا - صلّى اللّه علیه و آله - مروى است كه فرمود: (زنهار، احترازكنید از غیبت، به درستى كه غیبت، بدتر است از زنا، زیرا مردى كه زنامى‏كند و توبه مى‏كند خدا او را قبول مى‏فرماید ولى غیبت كننده را خدانمى‏آمرزد تا آن كه غیبت او را كه كرده است از او بگذرد). و فرمود كه (درشب معراج به قومى گذشتیم كه روهاى خود را با ناخنهاى خود مى‏خراشیدند. ازجبرئیل پرسیدم كه ایشان چه كسان‏اند؟ گفت: غیبت كنندگان). روزى آن سرور برمنبر برآمدند و خطبه‏اى در نهایت بلندى خواندند - به نوعى كه زنان درخانه‏ها آواز آن سرور را شنیدند - و فرمودند كه اى گروهى كه به زبان،ایمان آورده‏اید و دل شما از ایمان خالى است غیبت مسلمین را مكنید. وعیب‏جویى ایشان منمائید، كه هر كه عیب جویى برادر خود كند خدا عیب او راظاهر مى‏سازد اگر چه در اندرون خانه خود باشد). و در روز دیگر آن سرور بربالاى منبر خطبه‏اى أدا فرمودند و بیان گناه ربا و عقوبت آن را كردند پسفرمودند: (یك درهم از ربا بدتر است از سى و شش زنا، و آبروى برادر مسلم راریختن از ربا بدتر است). و وقتى آن حضرت مردم را امر به روزه فرمود، گفت:احدى بدون اذن من افطار نكند. چون شام داخل شد، یك یك مى‏آمدند و اذنگرفته افطار مى‏كردند تا مردى آمد و عرض كرد: یا رسول اللّه دو دختر منروزه گرفته‏اند و حیا مانع ایشان است كه به خدمت تو رسند، اذن بفرما تاافطار كنند. حضرت روى مبارك گردانید. آن مرد ثانیا عرض كرد. باز حضرت روىگردانید. و در مرتبه سوم فرمود كه آنها روزه نگرفته‏اند و چگونه روزهبودند و حال آن كه در همه روز گوشت مردم را به غیبت مى‏خوردند، برو ایشانرا بگو تاقى كنند.
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . سوره حجرات ،آیه12.
    [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]منبع : پايگاه انديشه قم [/JUSTIFY]

  2. #2
    Junior Member موفقيت موفقيت آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    21
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    Rep Power
    0

    Re: غیبت

    آثار سوء برخى از اعمال بر روابط انسان با دیگران بسیار آشكار است. از جمله اعمالى كه روابط انسان‏ها را سست و سرد مى‏كند و منشأ گناهان دیگر مى‏گردد غیبت است.

    غيبت ممنوع

    غیبت عبارت است از یاد كردن دیگرى به چیزى كه اگر با خبر شود خوش نمى‏دارد؛ یعنى نقص كسى را نزد دیگران به قصد نكوهش ذكر كردن. این نقص ممكن است جسمانى، اخلاقى یا رفتارى باشد؛ البته باید در نزد عرف نقص قلمداد شود. غیبت صرفاً به وسیله گفتار و زبان نیست، بلكه نوشتن و اشاره كردن نیز مشمول عنوان غیبت است.

    از پیامبر(ص) روایت شده است:

    هل تدرون ما الغیبة؟ قالوا: الله و رسوله اعلم قال: ذكرك اخاك بما یكره. قیل أرأیت ان كان فى اخى ما اقول؟ قال: ان كان فیه ما تقول فقد اغتبته و ان لم یكن فیه فقد بهته. (1)

    پیامبر(ص) پرسیدند: آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند. فرمودند: یاد كردن برادرت (در نزد كسی یا كسانی) نسبت به چیزی كه اگر بفهمد ناراحت می*شود.

    پرسیده شد: حتى اگر آن چه مى‏گویم در برادرم باشد باز هم غیبت است؟ فرمودند: اگر آن چه مى‏گویى در او باشد غیبتش را كرده‏اى و اگر در او نباشد بهتان(تهمت) زده‏اى.

    از امام کاظم(ع) روایتى نقل شده است كه حدود غیبت را روشن مى‏فرماید:

    «مَن ذَكرَ رَجُلا مِن خَلفِهِ بما هُو فِیه مِمّا عُرفه الناس لَم یَغتَبه و مَن ذَكره مِن خَلفِهِ بما هو فیه مِما لا یَعرفهُ الناس اَغتابهِ، و مَن ذَكره بِما لَیس فیه فَقد بُهته.» (2)

    كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى كه مردم از آن باخبرند یاد كند، غیبت او را نكرده است و كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى یاد كند كه مردم از آن بى‏خبرند، غیبت او را كرده است و كسى كه او را به عیبى كه در او نیست یاد كند به او بهتان زده است.

    در هر حال یكی از اخلاق عالی اسلامی پوشاندن عیب دیگران است. برترین عیب پوشی*ها همراه با نصیحت و ارشاد به خوبی*هاست.



    پی*نوشت*ها:

    1- كشف الربیه عن احكام الغیبة، ص ۵.

    2- جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۰۴.

    منبع:تبیان

  3. #3
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: غیبت

    غیبت از دیدگاه قرآن

    غیبت از بزرگترین گناهان است. همانطور که می*دانیم سرمایه بزرگ انسان در زندگی حیثیت و آبروی اوست و هر چیزی آنرا به خطر بیندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد. بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب می*شود و اینجاست که گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین*تر است. مفهوم غیبت چنانچه از اسمش پیداست بدین معناست که در غیاب کسی سخن گویند.
    منتهی سخنی که عیبی از عیوب او را فاش سازد خواه این عیب جسمانی باشد یا اخلاقی. در اعمال او باشد یا در سخنش و حتی در واری که مربوط به اوست مانند لباس ، خانه ، همسر ، فرزندان و مانند اینها. بنابراین اگر کسی صفات ظاهر و آشکار دیگری را بیان کند غیبت نخواهد بود مگر اینکه قصد مذمت و عیبجویی داشته باشد که در اینصورت حرام است. مثل اینکه در مقام مذمت کسی بگوید آن فرد نابیناست یا کوتاه قد است.

  4. #4
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: غیبت

    چهره اخروی غیبت
    از پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*وآله*وسلم نقل شده است : شب معراج گروهی را در آتش دیدم در حالی که مردار می*خوردند. از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ گفت اینها کسانی هستند که در دنیا گوشت مردار را می*خوردند یعنی غیبت مردم را می*کردند. (مستدرک ، باب 132) بر اساس این روایت شریف غیبت در آخرت بصورت خوردن گوشت مرده مجسم می*گردند. چنانچه در سوره حجرات آیه 12 خداوند می*فرماید :
    «. . . و لا یغتب بَعضکم بعضاً ایحب احدکم اَن یاکل لحم اخیه میتاً فکرهتموه ؛ بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را نکند ، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده*اش را بخورد که کراهت دارد.» در تفاسیر متعدد در ذیل این آیه آمده است که آبروی برادر مسلمان همچون گوشت*تن اوست و ریختن این آبرو با غیبت و فاش کردن اسرار ، مثل خوردن گوشت*تن اوست در حالی که غیبت شده مثل مردگان قادر به دفاع از خود نیست. به تعبیری دیگر افراد جامعه اسلامی از مومنان تشکیل شده است و مومنان نیز به فرموده خداوند برادر یکدیگرند. عبارت «اخیه میتاً» برای این است که او بی*خبر از غیبت است و عبارت «فکر هتموه» این را می*رساند که کراهت شما از این کار امری ثابت و محقق است. هیچ شکی در این نیست که شما هرگز راضی نمی*شوید گوشت مرده انسانی را که برادر شماست بخورید بلکه از آن کراهت دارید، پس باید از غیبت کردن هم نفرت داشته باشید.

  5. #5
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: غیبت

    فلسفه تحریم غیبت
    • یکی از فلسفه*های تحریم غیبت این است که آبرو و حیثیت انسانها که سرمایه بزرگ هر فردی است در هم نشکند و شخصیت افراد لکه*دار نشود.
    • نکته دیگر اینکه غیبت بدبینی می*آفریند. پیوندهای اجتماعی را سست می*کند. سرمایه اعتماد را از بین می*برد و پایه*های تعاون و همکاری را متزلزل می*کند.
    • دیگر اینکه غیبت بذر کینه و عداوت را در دلها می*پاشد و گاه سرچشمه نزاعهای خونین و قتل و کشتارها می*شود و آثار سوء فردی و اجتماعی فراوانی را بدنبال می*آورد.

  6. #6
    مدیر ارشد متخصص Vesal Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نوشته ها
    13,383
    سپاس ها
    3
    سپاس شده 5 در 4 پست
    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0

    Re: غیبت

    موارد جواز غیبت
    در چند مورد فقها غیبت کردن را جایز شمرده*اند که عبارتند از :
    • غیبت از کسی که فسقش آشکار باشد نه نهانی. مثل اینکه ظرف شراب را آشکارا در خیابان بدست گرفته و بیاشامد.
    • در مقام شکایت مظلوم از ظالمی که به او ستم کرده و بیان ظلمی که به او شده غیبت مانعی ندارد.
    • هر گاه مسلمانی از کسی مشورت گیرد در باب معامله*ای که با شخص معینی می*خواهد انجام دهد و طرف مشورت عیبی از آن شخص می*داند که اگر نگوید معامله انجام می*گیرد و آن مسلمان به رنج و ضرر خواهد افتاد در اینصورت ذکر آن عیب برای چنین شخصی مانعی ندارد.
    • غیبت کردن به قصد نهی از منکر مانعی ندارد به این معنی که هرگاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند که اگر غیبتش را بکند آنرا ترک می*کند در اینصورت غیبت جایز است ولی اگر احتمال بدهد که ترک کرده ذکر آن جایز نیست و حرام است.
    • غیبت نمودن و ظاهر کردن عیب کسی که گمراه و گمراه کننده است و در دین خدا بدعتی گذاشته به قصد اینکه مردم فریب وی را نخورند و در دامش نیفتند جایز نیست.
    • غیبت کردن از فاسقی که روایتی نقل کرده یا بر امری شهادت داده به قصد اینکه مردم فسق او را بشناسند و به قولش ترتیب اثر ندهند جایز است.
    • رد کردن کسی که به دروغ ادعای نسبی کند زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده مقدم بر مفسده هتک ادعا کننده است.
    • بطور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن از مفسده حتک احترام مومن بیشتر باشد غیبت جایز است. کفاره و توبه آن چون غیبت کردن از گناهان کبیره است اگر کسی به آن مبتلا شد واجب است فورا از آن پشیمان شود و پس از پشیمانی قلبی به زبان نیز استغفار نماید و عازم باشد که دیگر گرد چنین گناهی نرود و بار دیگر مرتکب این گناه ناپسند نشود. و از آنجا که غیبت جنبه حق الناس دارد اگر دسترسی به صاحب غیبت دارد از او عذرخواهی نماید هر چند بصورت سربسته باشد و اگر دسترسی بطرف ندارد یا از دنیا برای او استغفار نموده و عمل نیک انجام دهد شاید به برکت آن خدای متعال هم وی را بخشیده و طرف مقابل را راضی سازد.

+ پاسخ به موضوع

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید