بنام خدا
سرسخن
تاریخادیان و مذاهب آموزنده ترین و جالبترین قسمت تاریخ تمدن انسانی است که درقرون معاصر توجه جامعه شناسان و مورخین را بخود جلب کرده است.با وجوداینکه ادیان و مذاهب از کهنترین ایام در شئون مختلف زندگی افراد واجتماعات تاثیر بسزایی داشته ولی تحقیقات و مطالعاتیکه باروش علمیبیطرفانه در این زمینه صورت گیرد تا دو سده پیش نادر بوده است.گوستاولوبونجامعه شناس فرانسوی میگوید:«اگر چه تاریخ حیات بشری بدون تاریخ مذاهبشغیرقابل درک است ،ولی تحلیل مذاهب و ادیان مدتهای درازی از نظر علوم مکتومبوده و تنها دردوره اخیراست که تاریخ ادیان مورد توجه دانشمندان قرارگرفته است».
هدف اساسی این نوشتار نظر در تاریخ آن دسته از ادیان ومذاهبی است که در گذشته و حال در اجتماعات روی زمین وجود داشته .نظر بهاینکه مبانی و تاریخ آیین اسلام در این انجمن cc بر همگان معلوم است وضمنا مقالات فراوانی نیز در این خصوص در انجمن ارائه شده است،بایسته بودبه ادیان دیگر نیز پرداخته شود،و از نقطه نظر تاریخی و طرز تفکر و نحوهاعتقاداتشان به کاربران شناسانده شوند.لازم به تذکر است تمام عقاید وآرایی که در فصل های مختلف این نوشتار طولانی خواهد آمد ،ارتباطی با عقایدشخصی بنده ندارند و بنده حقیر فقط و فقط نقش نویسندگی [با توضیحات تکمیلیخودم] و وظیفه خدمت بدانش و معرفت را دراین انجمن cc بعهده دارم.
[تذکر:ایننوشتار فقط جهت آشنایی کاربران با تاریخ پیدایش مسیحیت و عقاید و آداب ورسوم آن میباشد.و بدین جهت از کاربران خواهشمندم از بحث و جدل پیرامونعقاید مسیحیت جدا خودداری فرمایند.زیرا با هماهنگی که از پیش با مدیریتبعمل آمده ،این گونه پست ها قطعا حذف خواهند گردید.]
پیش در آمد
مرداویز.م
«پیرواناولیه مسیحیت فعلی عده ای ازیهودیان بودند که بی آنکه روش مذهبی خودراآئینی تازه بدانند درتفسیر تورات و تبلیغ معتقدات آئین یهود میکوشیدند ومانند سایرین خود را مومنین حقیقی و ملت برگزیده خدا میدانستند.ولی اعتقادباینکه عیسی ناصری(ع) همان مسیح موعود است و تاکید در امر توبه و محبت وامید وافر بنجات آدمی از گناه سبب گردید که این عده بتدریج از سایریهودیان فاصله بگیرند.ضمنا محرومیتها و سختگیری هایی که از سوی رومیان ویهودیان متعصب درباره آنها معمول گردید برجمعیت و اتحاد و قوت اعتقاد آنانافزود .پیروان عیسی مسیح(ع) با اینکه پیشتر در ملیت و نژاد خود متعصببودند ازآن ببعد هرکه را ازهر ملت و نژاد و زبان بود همینکه به مسیحیتایمان می آورد بیدرنگ به خود می پذیرفتند و گرامیش می داشتند.بدینترتیبچنانکه در نوشتار خواهد آمد این آئین را از حدود تنگ نژادی و قومی بیرونآوردند و جنبه جهانی بخشیدند.»
[هرگاهمسیحیت آنچنانکه امروز بصورت معتقدات متافیزیکی پیچیده ای درآمده است ظاهرمیشد شاید پیشرفتش موقتی و ناپایدار میگردید،ولی زندگی مردم به متافیزیکبسته نیست بلکه به «امید» بسته است و آئین مسیحیت اولیه سرشار از مطالبامید بخش بود.]. «گوستاولوبون»
پیدایش مسیحیت
The Rise Of Christianity
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
Don nardo
محیط رومی و ریشه های یهودی مسیحیت
امپراتوری روم در اوج گسترش آن
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
زمانو مکان خاص پیدایش مسیحیت تاثیر ژرفی برشکل گیری عقاید و روش های مسیحی وچگونگی رشد و سرانجام کامیابی این دین داشت.بویژه آنکه محیط اجتماعی،سیاسی و مذهبی تولد آن آمیزه ای از تاثیرات یونانی – رومی و یهودی رادرخود داشت.امپراتوری روم،در قرن نخست میلادی ،معجونی از پیش زمینه هایقومی ،فکری،و مذهبی گوناگون بود که شامل نه تنها آداب و سنن اجتماعی،حقوقی،و مذهبی شهروندان رومی و حکومت روم ،بلکه همچنین آداب و سنن محلیده ها قوم دیگری در حوزه مدیترانه میشد که رومیان در چند قرن پیشین برآنهاچیره شده بودند.مسیحیان اولیه به شدت تحت تاثیر بسیاری ازاین عقاید و آدابو سنن قرارداشتند و آنهارا با جهان بینی و دیدگاه های معنوی خود درآمیختند.
البتهدرآغاز ،یکی از این اقوام مدیترانه ای – یعنی یهودیان – ژرف ترین وماندگارترین تاثیر تکوینی را بر مسیحیان اولیه گذاشتند.درواقع،تاریخمسیحیت به عنوان یک فرقه یهودی آغازشد و هنوز هم در مفاهیم پایه ای مذهبیو اخلاقی متعددی ،همچنان که درمتون مقدس ،با یهودیت اشتراکدارد.بنابراین،کلیسای اولیه مسیحی ،[معنی کلیسا در ابتدا انجمن بود وبعدها مفهوم وسیعی پیدا کرد و شامل دستگاه مذهبی مسیحی گردید- مرداویز]نتیجه طبیعی جریان های فرهنگی رومی،یهودی و سایر جریان هایی بود که جهانمدیترانه ای را در آن زمان میساخت.به گفته پژوهشگر برجسته خوستو گونزالس:
«کلیساهیچگاه با جهان پیرامونش بی ارتباط نبود .نخستین مسیحیان ،یهودیان قرننخست بودند و به همین دلیل بودکه آنها پیام[مسیحی] راشنیدند و ازآناستقبال کردند.سپس این دین نخست در میان سایریهودیان و سرانجام در میانغیر یهودیان ،چه در درون مرزهای امپراتوری روم و چه خارج ازآن،گسترشیافت.برای درک تاریخ مسیحیت در سده های نخستین آن،باید با نگاه به جهانیکه درآن رشد یافت آغاز کنیم»
دریای مدیترانه به مثابه یک دریاچه رومی
درسطحیگسترده تر ،آن جهان مرکب ازرشته درازی از استانهای رومی بود که دریایمدیترانه رادربرگرفته بودند،دریایی که تاقرن نخست میلادی عملا به یکدریاچه رومی تبدیل شده بود.(دریای ما mare nostrum ). کشتی ها پهنه ایندریا را مرتبا طی میکردند و به حمل انواع کالاهای تجارتی،و نیزسربازان،مقامات جکومتی،پیام آوران،و مسافران معمولی، به نقاط دوردستامپراتوری می پرداختند.بسیاری از شهرهای پررونق امپراتوری ازراه خشکینیزبه هم متصل میشدند.چون رومی ها شبکه جاده ای پیچیده ای احداث کردهبودند که جاده های اصلی آن تاحدزیادی هموارشده بود.این راه های آبی وخاکی،که بخشی از وحدت فراگیر سیاسی و فیزیکی ای بود که روم برای جهانمدیترانه ای به ارمغان آورده بود،بعدها گسترش عقاید مسیحی راآسان کرد.
رومبا غلبه یا تحمیل نفوذ خود براقوام متعدد حوزه مدیترانه ،ناخواسته خاکیراکه مسیحیت درآن ریشه گرفت حاصلخیزکرد.این بدان سبب بود که فتوحات وفرمانروایی رومیان باعث نارامی و ناامنی اجتماعی زیادی در میان اقوام محلیشد و درنتیجه به پیدایش شرایط مساعد برای گسترش ادیان تازه ای که نویدبرادری و رستگاری میدادند کمک کرد.به گفته تاریخدان سرشناس کنتلتورت،میلیون ها نفر"تشنه دینی بودند که برایشان عزت نفس به ارمغان آورد":
«آنهادرپیبرادری و رفاقتی بودند که خواسته های اجتماعی و دینی راباهم درآمیزد.آرزویجاودانگی فردی آرزویی رایج بود و ازراه ایمان و مناسک دینی میشد به آن دستیافت».
پس تعجبی ندارد که درجهان رومی ،درقرن هایاول،دوم،و سوم ،ادیان و مکتب های فلسفی متعدد و گوناگونی نشو و نما یافت؛ومسیحیت که درچنین محیطی پابه عرصه گذاشت میبایست باآنها رقابت میکرد.درنتیجه،این دین در سه سده نخست خود رشدی بسیارآهسته،هرچند نسبتاپیوسته،داشت.
معجون مذهبی روم
درمیانرقیبان مسیحیت نوپا دین سنتی رسمی تقش اصلی راداشت.رومیان عموما مشرک(چندخدایی) بودند،برخلاف یهودیان و مسیحیان که موحد(یکتاپرست)بودند.پانتئون یا خدایان رومی شامل ایزدان مشهوری چون یوپیتر(ژوپیتر)،خدایخدایان؛یونو،هم سر یوپیتر؛مارس،خدای جنگ؛مینروا،االهه جنگ و صنایع دستی؛وآپولو،خدای پیشگویی،شعر،و موسیقی میشد.رومیان تعدادی ارواح کوچک شخصی وخانگی را نیز میپرستیدند،که ازجمله آنها لارس (lares) بود که گمان میرفتخانه را امن نگه میدارد،و مانس (manes) ،ارواح نیاکان درگذشته.
پرستشخدایان رسمی دو بُعد یا دوسطح داشت:یکی عمومی و مشترک،دیگری خصوصی وفردی.درسطح عمومی ،رهبران روم از ایمان عمیق مردم و آمادگیشان در پذیرشمشتاقانه مجموعه گسترده ای از اعتقادات دربرگیرنده خدایان،ارواح،وسرنوشت،کاملا بهره برداری میکردند؛چراکه چنین اعتقاداتی پشتوانه سیاستهایحکومتی بود و حکومت نیز متقابلا ازاین اعتقادات پشتیبانی میکرد.ازیک سو،آنجاکه رومیان خود و نظامشان را برتر میدانستند و درفتوحاتشان موفقبودند،برایشان طبیعی بودکه موفقیتهای خودرا به سرنوشت یا اراده خدایاننسبت دهند.ازسوی دیگر،این عقیده که خدایان نظر لطفشان بیش از هرملت دیگریمتوجه آنهاست ،این باور خودپسندانه رادرآنها تقویت میکرد که تقدیرشاناینست که برجهان فرمانروایی کنند.
درحالی که اعتقادات مذهبی به شکلگیری سیاست حکومتی کمک میکرد و محرک جامعه رومی بود ،راهنما و آرام بخشفرد در زندگی روزمره اش نیزبود.رابطه ای که بین شخص و خدایان به وجود میآمد به شکل قرارداد مقدس بود.به نوشته تاریخدان آرتور بواک،
«اگرانساندرپرستش خود تمام مناسک درخور به جا می آورد،خدا موظف بود بانظرلطف عملکند ؛اگرخداآرزوی انسان رابرآورده میکرد،میبایست بایک پیشکش یا قربانی بهاوپاداش داده میشد.اگر انسان به وظیفه اش عمل نمیکرد،خدااورامجازاتمیکرد؛اگرخدا به خواست اوتوجه نمیکرد،انسان موظف نبود به پرستش او ادامهدهد.»
اصطلاح لاتینی که برای این رابطه قراردادی وضع شده بود do ut des بود،به معنای«من آدم به تو خدا پیشکش میکنم،باشد که تو به من بازپس دهی».
بدینترتیب،عقاید و مناسک گوناگون دین رومی دورابطه مهم را مستحکم نگهمیداشت:نخست،نوعی اتحاد سیاسی بین خدایان و حکومت،و دوم قراردادی برایخرسندسازی متقابل بین خدایان و فرد.این توافق مذهبی بادین یهودیان ومسیحیان تفاوت محسوسی دارد،دینی که تاکیدش بروطیفه انسانها درکسب رضایتخدا و پذیرش اراده او حتی به هنگامی است که به نفع مستقیم آنهانیست.
چندینکیش «رازور» ،که طی دوقرن آخر پیش ازمیلاد به جهان رومی واردشدند،در معجونمذهبی روم محبوبیت خاصی داشتند.کهنترین و مقبولترین آنها کیش سیبل (یاسوبل)،«مادربزرگ» [خدایان]،متعلق به آسیای صغیر بود.سیبل الهه طبیعت وحاصلخیزی بود که کاهنانش خود را عقیم میکردند تاخدمتگزار اوباشند.مراسمپذیرش جالب توجه او مستلزم جادادن داوطلب درگودالی درزیر یک شبکهبود؛کاهنان در روی شبکه گاو نری را قربانی میکردند تاخونش به پایین به رویآن شخص بریزد.بدین ترتیب آن شخص بعنوان عضو این فرقه «ازنو متولد میشد».از دیگر کیشهای مهم رازور یکی بر میترا(مهر)،از ایران،متمرکز بودکهپیروانش رفتار توام با مهربانی و احترام نسبت به همه مردم را تبلیغمیکردند ؛و دیگری ایزیس ،الهه مصری ،بود که رومیان اورا مظهر خوبی و دوریاز گناه میدانستند.آپولیوس،نویسنده رومی قرن دوم پیش ازمیلاد،این توصیفدرخشان راازبرخی پیروان ایزیس درجریان یکی از جشنهای باشکوه بهاری به دستداده است:
انبوهکسانی که به آیین های مقدس پذیرفته شده بودند ،مردان و زنان از هرسن ومرتبه ای ،با جامه های کتانی سفیدی که از تمیزی برق میزد،فوج فوج پیش میآمدند.زنان به موهایشان عطر پاشیده و آن را با....روسری پوشاندهبودند؛مردان سرشان را کاملا تراشیده بودند،بطوری که کله تاسشانمیدرخشید.زیورآلات برنزی،نقره ای،وحتی طلاییشان صدای جرینگ جرینگ گوشخراشیبرپامیکرد.....پیشوایشان چراغی پرنور دردست داشت....چراغ ظرف طلایی قایقمانندی بود که از دهانه ای در وسطش شعله بلندی بیرون میزد.کاهندوم....بادودست مذبحی را حمل میکرد که «مذبح کمک» نام داشت....کاهن سوم یکشاخه نخل را حمل میکرد....او عصای مرکوریوس [خدای رومی] را نیزحملمیکرد.کاهن چهارم دست چپ بدقواره ای را با کف باز شده به نمایش گذاشته بودکه نماد عدالت بود.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
آرس خدای جنگ
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ژوپیتر
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
مسیحیت،کهخودش یک دین شرقی است (چرا که زادگاهش فلسطین بود)،عناصر مشترک زیادیباادیان دیگرداشت،چراکه همه ادیان به وام گیری عقاید از یکدیگر ،چهآگاهانه و چه ناخودآگاه،گرایش داشتند.مثلا دین مسیحی،مانندمیترائیسم(مهرپرستی)،بر ای تولد معجزه آسای یک نوزاد مقدس ،خوراک مقدس نانو آب(یاشراب)،غسل تعمید،و وعده رستاخیز اهمیت خاصی قائل بود.همچنین ،بهگفته چارلز فریمن دانش پژوه فرهنگ یونانی-رومی ،
«بیشترانگاره های عهدجدید – نور و ظلمت ،مقایسه ایمان با محصول در حال رشد –همانند انگاره هایی است که در ادیان رازور یافت میشود.«نکات» زندگی عیسیبه شکلی ارائه شده بود که منحصر به او نبود ....وعده زندگی بازپسین برایپذیرفته شدگان ازنظرهرکس که باادیان رازور تماس داشت امری عادی جلوهمیکرد.پیدایش کیش مریم ،مادر عیسی ،درمقام مقایسه با پرستش دیگر چهره هایمادر در این ادیان ،غنای تازه ای کسب میکند....بسیاری از تشریفات ادیانرازور (مثلا تشریفات پذیرش به کیش)تاثیرات مهمی بر مناسک مسیحی بر جاگذاشته است.»
[آئین مصری و مهرپرستی ایرانی پیروانزیادی درمیان اروپاییان داشت.برخی معتقدند اغلب مراسم و آداب و اعمال ومظاهر مذهبی مسیحی و نزاع ابدی خیر و شر متعلق به مهر پرستی ایرانیان بودهاست. – مرداویز]
سرزمین مقدس
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
دنباله دارد...........


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
