«به نام خدا»
موسم حج بود و مکه شور داشت
چون دو مهمان از تبار نور داشت
زان دو عطر رحمت استشمام شد
پایه ریزی مکتب اسلام شد
بود کعبه محرم احرامشان
بد علی و بد محمد نامشان
یک به یک اعمال حج انجام شد
روح پاک حاجیان اطعام شد
حاجیان از مرد و زن راهی شدند
سوی شهر خویشتن راهی شدند
کاروان حاجیان با آن دوتن
طی ره می کرد در دشت و دمن
روز هجده از مه ذی حجه گشت
بود ازحجاج پر پهنای دشت
جبرییل از امر خلاق مبین
گشت نازل بر پیمبر در زمین
بالها را بست و لب را باز کرد
با حبیب حق سخن آغاز کرد
گفت او را با سلام و احترام
کی رسول الله ای خیر الانام
همرهانت را حدیث دل بگو
آنچه از حق بر تو شد نازل بگو
گر نگویی با خلایق این پیام
تا ابد ماند رسالت ناتمام
در دل خود ره مده بیم و هراس
حق نگه دارد تو را از شر ناس
آنکه کرده بود با کعبه وداع
گفت باید کرد اینجا اجتماع
رفتگان از هر طرف باز آمدند
ماندگان حیران از این راز آمدند
آن زمان گردید زمر مصطفی
از جهاز اشتران منبر به پا
بر فراز منبر آمد با علی
در بر حجاج با صوت جلی
گفت هرکس را که من هستم ولی
زمر حق باشد ولیش این علی
بارالها یار او را باش یار
دوستدارش را خدایا دوست دار
هر که شد خصمش تو او را وا گذار
کن زبون و خوارش و تنها گذار
از سخن چون گشت پیغمبر خموش
چشمه های معرفت آمد به جوش
باد پیغام ورا دلشاد برد
در تمام عالم ایجاد برد
تا دیاری دور تا فرسنگها
خاکها و ریگها و سنگها
بحر ها و رود ها و نهر ها
خشت خشت خانه ها در شهر ها
در گلستان لاله ها یاسها آلاله ها
در بیابان خار ها و لاله ها
هر کجا آزاده ای نستوه بود
هر کجا گودال بود و کوه بود
هر خدا جویی مکان در قبر داشت
آسمان هر آنچه نجم و ابر داشت
زین پیام دلنشین شیدا شدند
لب گشوده یک به یک گویا شدند
یک صدا گفتند از دل با علی
منصبت بادا مبارک یا علی


LinkBack URL
About LinkBacks
منصبت بادا مبارک یا علی
پاسخ با نقل قول
