اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟
خداونددر قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنانپلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . ایناناز آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكوخواهد بود. ( نور- 26)
از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میاندو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع بارعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركتهای اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ،اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطهدوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعیبرای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری، معنوی و عقلی هم بشود.
اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهندو جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برایپاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بایدكرد؟
خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرونهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچهمی كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمیفرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كهاز آن پیداست.... ( نور / 30 و31)
و در ادامه می فرماید : كسانی كهوسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بینیاز گرداند... ( نور 33 )
اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دوجنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط میرود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادیاز غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی وفاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی واسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالتاسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را باطیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ،ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایطازدواج دائم فراهم شود.
على‏رغم اين‏كه افراد ناآشنا به مبانى دينى،اسلام را بدان متهم مى‏كنند كه مخالف حضور دختران در اجتماع است، احاديثصريحى داريم كه طالب علم و دانش و فراگيرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوبخدايند و براى كسب دانش و كارهاى مفيد اجتماعى، دختران و پسران مى‏توانندبا حفظ پوشش و عفاف، به‏راحتى در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظيفهبپردازند.
حضور دختر و پسر در اجتماع، با اختلاط دختر و پسر، يكى نيست.روابط اجتماعى به سبكى كه دنياى غربْ آن را پذيرفته است و رواج مى‏دهد،اختلاط دختر و پسر است و پيامدهاى زيانبار آن را نيز مى‏بيند و به روى خودنمى‏آورد.
اسلام با اختلاط دختر و پسر مخالف است، نه با شركت دختر وپسر در مجامع عمومى و علمى با حفظ حريم. آنچه در جامعه اسلامى مذموم است،روابط ناصحيح دختر و پسر در جامعه است، نه حضور فعّال آنها در اجتماع.
اززمان رسول اكرم(ص)، در جامعه مسلمين، غالباً سنّت جارى بر اين بوده كهحضور دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه، با صيانت از قلمروهاى شخصىو توأم با پاك‏دامنى و بزرگ‏مَنشى باشد. دختران و پسران و زنان و مردان،هيچ‏گاه از مجالس و محافل عمومى و مساجد، منع نمى‏شده‏اند ؛ ولى هميشه حفظ«حريم» و «حرمت» و «كرامت» و «عفاف»، به عنوان يك اصل در جامعه حكومت كردهو رعايت شده است. رفت و آمد دختران و پسران در مجامع و محافل عمومى ومساجد و حتى كوچه و خيابان و بازار و... به طور مختلط و دوش به دوش نبودهاست. روشى كه همچنان فرهنگ غالب بر جوامع اسلامى است و به وضوح، با فرهنگغربى متفاوت است.

حريم
جامعهدينى، در روابط اجتماعى خود، توجهى ويژه به حصار عفاف و حريم شخصى دختر وپسر دارد. روش اسلام، اين است كه انسان، معتدل و متعادل زندگى كند و از هرافراط يا تفريطى به دور باشد. خداوند نيز مسلمانان را «امت متعادل»مى‏نامد. و افراد اجتماع را به روش صحيح زندگى فرامى‏خواند و در مقرّراتخود، همه جنبه‏هاى نياز دختر و پسر را در نظر مى‏گيرد. از جمله، دختران راتا حدودى كه منجر به زيان‏ديدن و انحراف آنها نشود، از شركت در اجتماع،نهى نمى‏كند.
رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه مى‏دادند كه حتى در جنگ‏ها براى امداد و كمك به مجروحان و سربازان، شركت كنند و در تاريخاسلام، نمونه‏هاى بسيارى براى مشاركت زنان و دختران در فعاليت‏هاى اجتماعىذكر شده است. روشن است كه رعايت حريم‏ها از سوى زنان و مردان، تضمين لازمبراى دوام چنين مشاركتى است و حضور زنان و دختران در فضاهاى عمومى يكجامعه، مشروط به صلاحيت اخلاقى و متانت مردان و پسران آن جامعه است.

عفاف، مصونيت است
تقريباًدر تمامى فرهنگ‏ها و جوامع، دختر، هر اندازه متين‏تر و با وقارتر وعفيف‏تر حركت كند و خود را پوشيده‏تر نگه دارد و كم‏تر در معرض تماشاىبيگانگان قرار گيرد، بيشتر مورد احترام و ارزش پسر است. حتى افرادبى‏بندبار هم هنگامى كه سر عقل مى‏آيند و مى‏خواهند تشكيل خانواده بدهند،براى گزينش همسر، به دنبال دخترى پاك و عفيف كه تا قبل از آن با هيچ پسرىرابطه نداشته باشد، مى‏گردند.
اصولاً افراد پاك و عفيف كه به عفاف،شناخته شده‏اند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآنمى‏فرمايد: «رعايت حريم عفاف (در روابط اجتماعى) از سوى زنان، براى ايناست كه به عفاف و پاكى شناخته شوند و از آزار و اذيت بيماردلان، به دورباشند». (احزاب، آيه 59)
خودنمايى يا عرضه كردن خود به نامحرمان، ازعزّت و شُكوه دختران مى‏كاهد و علاوه بر آن‏كه زمينه را براى نفوذ افرادآلوده و ارتباط با آنان فراهم مى‏سازد، پسران جوان را كه بايد مظهر ارادهو فعاليت و شجاعت و مردانگى و تصميم باشند، به افرادى هوسباز، چشم چران ولوده و بى‏اراده و ضعيف، تبديل مى‏كنند.
البته اگر دختران در روابطاجتماعى خود در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، كفش ساده به پا كنند وبا چادر يا مانتو و روسرى مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشانهم آرامش روانىِ بيشترى خواهند داشت و بهتر درس مى‏خوانند.
چه‏قدر خوباست كه دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آن‏چنان رفتار كند كه علائم عفاف ووقار و سنگينى و پاكى از او هويدا باشد و به اين صفات، شناخته شود. تنهادر اين صورت است كه بيماردلان (كه به دنبال شكار مى‏گردند) از او مأيوسمى‏شوند.
اين، تقريباً يك اصل هميشگى است كه پسران ولگرد، به دنبالدختران جِلف و سبك و خودنما مى‏گردند. اين‏گونه دختران، گويى وضع لباس وپوشش، راه رفتن و سخن گفتنشان، معنادار است و به زبان بى‏زبانى مى‏گويند:به من توجه كن! به‏سوى من نگاه كن! مرا تعقيب كن! و... درحالى‏كه عفاف ورفتار و حركات سنگين و با وقار دختر ديگر، مى‏فهماند كه دست تعرّض از اينحريم، كوتاه است و هيچ پسرى جرئت نمى‏كند به او تعرّض يا بى‏احترامى كند.
آيا حقيقت، جز اين است؟

آيات
آنكريم مى‏فرمايد: «به مردان بگو چشم‏ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خودرا پوشيده دارند و به زنان نيز بگو تا چشم‏ها از نگاه ناروا باز دارند واندام خود را بپوشند».(نور/31 )
خداى متعال در قرآن، به زنان مى‏فرمايد: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهيّج نكنيد كه موجب طمع بيماردلان گردد»(احزاب/ 32)
خداونددر قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنانپلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . ایناناز آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكوخواهد بود. ( نور/ 26)
می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرونهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچهمی كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمیفرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كهاز آن پیداست.... ( نور / 30 و31)